![]() |
اسیر دل |
![]() |
| خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من |
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:27 توسط sara |
|
|
کریم اهلبیت ، امام حسن مجتبى (ع ) كمالات انسانى با اين شاءن و منزلت ، تواضعش چنان بود كه : روزى بر عده اى مستمند مى گذشت ، آنها پاره هاى نان را بر زمين نهاده و خود روى زمين نشسته بودند و مى خوردند، چون حسن بن على را ديدند گفتند: اى پسر رسول خدا بيا با ما هم غذا شو. امام حسن (ع ) فورا از مركب فرود آمد و گفت : خدا متكبران را دوست نمى دارد و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. آنگاه آنها را به ميهمانى خود دعوت كرد، هم غذا به آنان داد و هم پوشاك .حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود كه به گفته مروان ، با كوهها برابرى مى كرد.
بيعت مردم با حسن بن على (ع)
جریان صلح امام حسن (ع)
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:0 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 11:59 توسط sara |
|
|
تنها
|
|
این آخرین پستی که برای تو مینویسم بعد از این نه از تو میگم نه از تو مینویسم منبعد هر چیز تو این وبلاگ مینویسم برای تو نیست شاید این پست یکم طولانی بشه و لی خوب خداحافظی دیگه شاید ارزش خوندن داشته باشه نمیدونم چی بگم از کجا شروع کنم اما همیشه از استقامت و پایداری و عشق و از این جنگولک بازی ها اینجا مینوشتم اما راستش دیگه خسته شدم بالاخره دارم تسلیم مشم دارم رو زانوهام می افتم کی فکر میکرد من کم بیارم اما بالاخره کم اوردم از تنهائی از سرکوفت زدنهای این و اون که حتی بعضی هاش تو تونظرهای همین وبلاگ هست اما هیچکس حتی تو نفهمیدی که اگر چیزی به کسی بدم هرگر پس نمیگیرم من که دلم رو دادم اما چه سود که نفهمیدی سال اون رابطه اون احساس هم سر اومد من نتونستم فراموشت کنم نتونستم کسی رو جای تو بذارم چه آدمهائی که اومدن که جای تورو بگیرن اما آخرش بعد از یه مدت سعی نتونستن و ول کردن و رفتن اگر بخوام تعدادشون و بگم باورت نمیشه حتی اسماشون رو هم تو خاطرم نیست اما من تو این دنیا تورو سهم خودم میدونستم توئی که سهم دیگری میشی هیچ کس تو این دنیا قد آغوش من نخواهد شد هیچ کس مثل من و تو بهم نمیومدیم ولی چه فایده که اینها همش توهمه همش یه خیال باطل دیگه باید رفت و همه چیز و دفن کرد دیگه واقعا باید رفت شاید خسته میشدم گلایه میکردم غر میزدم اما هرگز رو زانو نیوفتادم اما حالا در حال سقوطم یکی توی یکی از این پستهای وبلاک گفت پس مردونگیت کجا رفته من میگم مگه مردونگی غیر از اینه که پای عهدی که بستم و دلی که دادم تا آخر بایستم اما فکر کنم حق با اونه هیچ وقت مثل امروز سر خورده نبودم کاشکی این بار آخر بر نمیگشتی کاشکی نمیشنیدم اون چیزهائی که گفتی دیگه به غیرت خودم هم شک کردم ای بابا کدوم غیرت من چیزهائی تو زندگیم از دست دادم که این... باورم نمیشه دستات توی دست من نباشه باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه اما بگذریم فقط :((هنوزم تو شبهات اکه ماه رو داری من اون ماه رو دادم به تو یادگاری)) باور کن من تا اونجا که میشد استقامت کردم حرف هیچ کس برام مهم نبود هیچ کس باعث نشد من سقوط کنم غیر از تو تو منو به خاک انداختی کمر عشق شکست رازقی پرپر شد و من در چله خواهم نشست اگر از این چله زنده بیرون آمدم.... به انتظار فصل تو تموم فصلها گذشت چه یاءس بی مروتی ندیم من شد این شعر هم از رضا صادقی برات میذارم به یاد اون شعر : به همین سادگی رفتی»« بی خدا حافط عزیزم سهم تو شد روز تازه»« سهم من اشک که بریزم تو که تنها نمیمونی»« من تنها رو دعا کن مردی که پشت یه دیوار»« واسه چشمات گریه می کرد
از تموم دنيا و دارو ندارش من آن موجم که آرامش ندارم |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:3 توسط sara |
|
|
صدای آشنا
|
|
حرف هایم تلخ و پوچ و سرد و تکراری و بس ناله هایم عاری از روی تنهایی و بس
شب نشسته در نگاهم ، نور بی معنا شده چشم های خسته ام محتاج لالایی و بس
عادت لب های من تکرار نامت هر نفس نام تو آرامش آبی دریایی و بس
عطر یادت بیت هایم را پریشان می کند در شکوه شعر من ناخوانده مهمانی و بس
واژه های ذهن من عاجز ز وصفت مانده اند چون سکوت مبهم یک برکه می مانی و بس
زیر قاب پنجره ، تنها نشان عاشقی چند برگ خالی وسطری پریشانی و بس
راز من در هاله چشمت خلاصه می شود نازنین ، راز مرا تنها تو می دانی و بس
در تمام صفحه های دفترم یک شعر بود یک غزل از تو در آن چشمان ، باری و بس
از سر کوچه صدای آشنایی می رسد بر گمانم شک مبر ، آری ، تو می آیی و بس
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 11:6 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 9:18 توسط sara |
|
|
کبوتر شد و رفت
|
|
روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 9:40 توسط sara |
|
|
مرگ تماشایی من
|
|
![]() در گلدانی به شکل تنهایی من گل داده دوباره ذات ِ زیبایی من شاید آن را بر یقه ی پیرهنش سنجاق کند، مرگ ِ تماشایی ِ من ********************************** سلام به روزای تکراری ، که تکرا ر همچون بادی در لابه لای صفحات زندگی ما سرک می کشد و با حالت شلاق وارش مارا به جلو می راند و در این رفتن به جلو ، فقط دل خوشی ام به شکوفه کردن گلبرگ های زندگی ست که همچون طاووسی به خود نمایی می پردازد . و با عطری که از خود تراوش می کند ، به ما نفس زندگی می دهد. و در یک چشم بر هم زدن نظاره گر ریختن گلبرگ های زندگی هستیم . و با چنان نقش و نگاری،بستر این خاک پاک را تزئین میکند، که گویی سالها بر این بوده اند که چنین چیزی را به تصویر کشند. که در این نو شدن ها تنها چیزی که ما را آزار می دهد گذر عمر است و تکرار و تکرار و من کتابی برگ برگم.... کدام صفحه ی مرا خوانده ای ؟ در هر ورق من دردی پنهان...
بگو از من چه می دانی؟ !
نـــــــام مـــــن چیست؟
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8:29 توسط sara |
|
|
تو
|
|
دنیا بدون تو خواب است
و من بدون تو مرده ام گلها پژمرده اند سوسن و سنبل غمگینند اگر تو نباشی بهار نارنجستان دلم می خشکد چوپان در نی نمیدمد و بره ها راهشان را گم خواهند کرد کودک دل بهانه اش را از سر میگیرد قمری عاشق برای که بخواند سارا برای که بسراید اگر تو نباشی مهتاب نمی تابد آسمان می گرید رود میخروشد باد طوفانش را و دریا امواجش را و ملخ مزارع را ویران می کند اگر تو نباشی لیلی، مجنونش را فراموش میکند شیرین ، فرهادش را مانند هر سنگی و کلوخی می بیند اگر تو نباشی ماشین زمان بی حرکت می ماند سرما در تن زمین می خشکد نرگس در نرگس زاران نمی روید و دیگر عروسکم سنگ صبورم نخواهد بود و گل سرخ باغچه با من سخن نمی گوید اگر تو نباشی بلبلان روزه سکوت می گیرند شب با لالایی من بخواب نمیرود و روز پشت ابرهای خشمگین پنهان می شود اگر تو نباشی
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 10:46 توسط sara |
|
|
مرا بنویس
|
|
2 نوشته شده در
شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:14 توسط sara |
|
|
رمضان
|
|
معنای واژه رمضانواژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مىبارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مىكند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب . (1) امّا درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماههاى سال، گذاشته شده است، زمخشرى (م 528 ق) گوید: اگر پرسى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیدهاند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عربها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهادهاند، همچنان كه به آن «ناتق (رنجآور)» هم گفتهاند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مىافكند . و گفتهاند: چون نام ماهها را از زبان قدیم نقل كردهاند، آنها را با زمانهایى كه در آنها قرار داشتند، نامیدهاند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است .(2) شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانستهاند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگىهاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر صلىاللهعلیهوآله روایت است: إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیدهاند: چون گناهان را مىزداید. این وجه در نامگذارى، از یك سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با بركات، رهآوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است . شمارى از روایات، این نامگذارى را به سبب نقشى دانستهاند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگىهاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. پینوشتها: 1- ر . ك: تفسیر الفخر الرازی : 5 / 89 - والعین : 327 . یادآورى این نكته لازم است كه فخر رازى، این دو معنا را در اشتقاق «رمضان»، از خلیل بن احمد فراهیدى نقل كرده است؛ لیكن پوشیده نماند كه معناى نخست، در بیشتر فرهنگهاى لغت نیامده است. از سوى دیگر، در تهذیب اللغة ازهرى آمده است: «ابر و بارانِ رمضى یعنى ابر و بارانِ آخر تابستان و اوّل پاییز كه چون گرما و حرارت خورشید را به خود مىگیرند، رمضى نامیده شدهاند.» (تهذیب اللغة : 2 / 1469) 2- الكشّاف،1/113، معجم مقاییس اللغة: 2/440، المصباح المنیر: 231، النهایة: 2 / 264، أساس البلاغة: 252، مفردات ألفاظ القرآن: 366، مجمع البحرین: 2 / 732 .
ويژگىهاى ماه رمضانماه خدا- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَعبانُ شَهري، و شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ(1)؛ شعبان، ماه من است و ماه رمضان، ماه خداست . - قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ، و شَهرُ شَعبانَ شَهري؛ شَعبانُ المُطَهِّرُ، و رَمَضانُ المُكَفِّرُ (2)؛ ماه رمضان، ماه خداست و ماه شعبان، ماه من است؛ شعبانِ پاككننده و رمضانِ پوشاننده [و جبرانكننده گناهان] .
- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: رَمَضانُ شَهرُ اللهِ، و هُوَ رَبيعُ الفُقَراءِ (3)؛ رمضان، ماه خداست. اين ماه، بهار فقيران است .
- الإمام عليّ عليهالسلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللهِ، و شَعبانُ شَهرُ رَسولِ الله صلىاللهعليهوآله، و رَجَبٌ شَهري(4)؛ رمضان، ماه خداست؛ شعبان، ماه پيامبر خداست و رجب، ماه من است. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد. نفَسهايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است. ماه ميهمانى خدا- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله ـ في وَصفِ شَهرِ رَمَضانَ ـ : هُوَ شَهرٌ دُعيتُم فيهِ إلى ضِيافَةِ اللهِ، و جُعِلتُم فيهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ، أنفاسُكُم فيهِ تَسبيحٌ، و نَومُكُم فيهِ عِبادَةٌ، ...(5) ؛ پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله در توصيف ماه رمضان فرمود: آن، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد و در آن، از اهل كرامت خدا قرار داده شدهايد. نفَسهايتان در آن، تسبيح است؛ خوابتان در آن، عبادت است؛ عمل(خيرِ) شما در آن، پذيرفته است؛ و دعاى شما در آن، مستجاب است. - قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يُنادِي المُنادي: أينَ أضيافُ اللّهِ؟ فَيُؤتى بِالصّائِمينَ ... فَيُحمَلونَ عَلى نُجُبٍ مِن نورٍ، و عَلى رُؤوسِهِم تاجُ الكَرامَةِ، و يُذهَبُ بِهِم إلَى الجَنَّةِ (6)؛ پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مىدهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزهداران را مىآورند ... ، آنان را بر مَركبهايى عالى از [جنس] نور سوار مىكنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مىبرند.
- قال الامام عليّ عليهالسلام ـ مِن خُطبَتِهِ في أوَّلِ يَومٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ـ : أيُّهَا الصّائِمُ، تَدَبَّر أمرَكَ؛ فَإِنَّكَ في شَهرِكَ هذا ضَيفُ رَبِّكَ، اُنظُر كَيفَ تَكونُ في لَيلِكَ و نَهارِكَ؟ و كَيفَ تَحفَظُ جَوارِحَكَ عَن مَعاصي رَبِّكَ؟ اُنظُر ألاّ تَكونَ بِاللَّيلِ نائِما و بِالنَّهارِ غافِلاً؛ ... (7)؛ امام على عليهالسلام در خطبه خويش در اولين روز از ماه رمضان فرمود: اى روزهدار! در كار خود بينديش، كه تو در اين ماه، ميهمان پروردگار خويش هستى! بنگر كه در شب و روزت چگونهاى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى پروردگارت نگه مىدارى! بنگر! مبادا در شب، خواب باشى و در روز، غافل. پس، اين ماه بگذرد و [بار] گناهت بر دوشت مانده باشد و آنگاه كه روزهداران پاداشهاى خود را مىگيرند، از زيانكاران باشى و آنگاه كه آنان از كرامت مولايشان نصيب مىبرند، از محرومان باشى و آنگاه كه آنان از سعادت همسايگى با پروردگارشان برخوردار مىگردند، تو از راندهشدگان باشى! پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: چون روز قيامت شود، منادى ندا مىدهد: «كجايند ميهمانان خدا ؟» پس روزهداران را مىآورند ... ، آنان را بر مَركبهايى عالى از [جنس] نور سوار مىكنند، و در حالى كه تاج كرامت بر سر آنان است، آنان را به بهشت مىبرند. - قال الإمام الباقر عليهالسلام: شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ رَمَضانَ، وَالصّائِمونَ فيهِ أضيافُ اللّهِ و أهلُ كَرامَتِهِ، مَن دَخَلَ عَلَيهِ شَهرُ رَمَضانَ فَصامَ نَهارَهُ و قامَ وِردا مِن لَيلِهِ وَاجتَنَبَ ما حَرَّمَ اللهُ عَلَيهِ، دَخَلَ الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ (8) ؛ ماه رمضان، ماه رمضان! روزهداران در آن، ميهمانان خدا و اهل كرامت الهىاند. هر كس ماه رمضان بر او وارد شود و او روزش را روزه بگيرد و بخشى از شبش را به عبادت و نماز بايستد و از آنچه خداوند بر او حرام كرده، پرهيز كند، بدون حساب وارد بهشت مىشود. ![]() سَرور ماهها- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: شَهرُ رَمَضانَ سَيِّدُ الشُّهورِ (9)؛ ماه رمضان، سَرور ماههاست . - قال الإمام الرضا عليهالسلام: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ زُفَّتِ الشُّهورُ إلَى الحَشرِ يَقدُمُها شَهرُ رَمَضانَ عَلَيهِ مِن كُلِّ زينَةٍ حَسَنَةٍ، فَهُوَ بَينَ الشُّهورِ يَومَئِذٍ كَالقَمَرِ بَينَ الكَواكِبِ، فَيَقولُ أهلُ الجَمعِ بَعضُهُم لِبَعضٍ: وَدِدنا لَو عَرَفنا هذِهِ الصُّوَرَ! ...(10) ؛ امام رضا عليهالسلام فرمود: چون روز قيامت شود، ماهها را به رستاخيز مىآورند، در حالى كه ماه رمضان، كه با هر زيور نيكويى آراسته است، پيشاپيش آنهاست. آن روز، ماه رمضان در ميان ماهها، همچون ماه در ميان ستارههاست. مردمى كه آنجا گرد آمدهاند، به يكديگر مىگويند: دوست داشتيم كه اين چهرهها را مىشناختيم! منادى، از سوى خداى متعال ندا سر مىدهد كه: «اى همه آفريدگان! اينها، سيماى ماههايى است كه نزد خداوند، از روزى كه آسمانها و زمين را آفريد، شمارشان در كتاب خدا دوازده تاست. سَرور و برترِ آنها، ماه رمضان است. آن را آشكار ساختم تا برترى ماه مرا بر ماههاى ديگر بشناسيد و تا براى مردان و زنانى كه بنده مناند، شفاعت كند و من هم شفاعتش را درباره آنان بپذيرم.»
شب قدر، در ماه رمضان است- قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: قَد جاءَكُم شَهرُ رَمَضانَ؛ شَهرٌ مُبارَكٌ ... فيهِ لَيلَةُ القَدرِ خَيرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ(11)؛ ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند.
- سُئِلَ رَسولُ اللهِ صلىاللهعليهوآله عَن لَيلَةِ القَدرِ، فَقالَ: «هِيَ في كُلِّ رَمَضانَ»(12) ؛ از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيدند و من هم مىشنيدم. فرمود: «آن، در هر ماه رمضانى هست.» پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: ماه رمضان، شما را فرا رسيده است؛ ماهى مبارك ... كه در آن، شب قدر است كه بهتر از هزار ماه است. محروم، كسى است كه از آن شب، محروم بماند. - مسند ابن حنبل عن أبي مرثد: سَأَلتُ أباذَرٍّ قُلتُ: كُنتَ سَأَلتَ رَسولَ الله صلىاللهعليهوآله عَن لَيلَةِ القَدرِ؟ قالَ: أنَا كُنتُ أسأَلَ النّاسِ عَنها يعني أشدّ الناس مسألةً عنها. قالَ: قُلتُ: يا رَسولَ اللهِ، أخبِرني عَن لَيلَةِ القَدرِ أ في رَمَضانَ هِيَ أو في غَيرِهِ؟ قالَ: «بَل هِيَ في رَمَضانَ.» قالَ: قُلتُ: تَكونُ مَعَ الأَنبِياءِ ما كانوا فَإِذا قُبِضوا رُفِعَت، أم هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ؟ قالَ: «بَل هِيَ إلى يَومِ القِيامَةِ.»(13) از ابوذر پرسيدم: آيا از پيامبر خدا درباره شب قدر پرسيدهاى؟ گفت: «من از همه مردم، بيشتر، پرسشگر آن بودم . گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از شب قدر آگاه ساز كه آيا در رمضان است يا در غير آن؟ فرمود: "در رمضان است." گفتم: آيا همراه با پيامبران است، تا وقتى كه باشند و چون پيامبران بميرند، شب قدر هم برداشته مىشود، يا آن كه شب قدر تا روز قيامت هست؟ فرمود: تا روز قيامت هست.»
پينوشتها: 1- فضائل الأشهر الثلاثة: 44/20، الأمالي للصدوق:71/38 ، تحف العقول: 419 ، الإقبال: 3 / 293، روضة الواعظين:441، دعائم الإسلام: 1/283، بحارالأنوار: 97/68/4 . 2- كنز العمّال: 8 / 466 / 23685 نقلاً عن ابن عساكر و ج 12 / 323 / 35216 نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن عائشة . 3- ثواب الأعمال: 84 / 5، النوادر للأشعري: 17/2 ، فضائل الأشهر الثلاثة: 58/37، الجعفريّات: 58، النوادر للراوندي: 134/ ، بحارالأنوار: 97/75/26. 4- المقنعة: 373، مسارّ الشيعة: 56، مصباح المتهجّد: 797 . 5- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالي للصدوق: 84/4، عيون أخبار الرضا عليهالسلام:1/295/53، الإقبال:1/26، بحارالأنوار: 96/356/25. 6- مستدرك الوسائل: 4/22/4079 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي. 7- فضائل الأشهر الثلاثة: 108 / 101 . 8- فضائل الأشهر الثلاثة: 123/130. 9- شرح الأخبار : 1/ 223 / 207، الفضائل: 125، بحارالأنوار:40/54/89؛ فضائل الأوقات للبيهقي: 89/205، شُعَب الإيمان:3/314/3637 و ص 355/3755 ، كنز العمّال: 8/482/23734 . 10- فضائل الأشهر الثلاثة: 110/102 عن عبدالله بن عامر عن أبيه. 11- تهذيب الأحكام: 4/152/422، الأمالي للمفيد: 112/2 و301 /1 ، الأمالي للطوسي: 74 / 108و ص 149/ 246 ، بحارالأنوار: 97/17/34؛ سنن النسائي: 4/129، مسند ابن حنبل: 3/8/7151 و ص 412/9502. 12- سنن أبي داود: 2/54/1387، السنن الكبرى: 4/506/8526 . 13- مسند ابن حنبل: 8/117/ 21555، المستدرك على الصحيحين:1/603/1596و ج2/578/3960، السنن الكبرى: 4/505/ 8525 .
منبع: ماه خدا، محمدي ري شهري،ج 1، ص 38.
بركات ماه رمضان |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 7:50 توسط sara |
|
|
شناخت مهمانی خدا
|
وجوب روزه گرفتن «یَـأَ ایُّهَا الَّذِینَ امَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»(1) ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است، آنگونه كه بر كسانى كه پیش از شما بودند، نوشته شده بود. باشد كه پروا كنید!» خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است - قال الإمام زین العابدین علیهالسلام: إنَّ اللهَ افتَرَضَ خَمسا و لَم یَفتَرِض إلاّ حَسَنا جَمیلاً: الصَّلاةَ، وَالزَّكاةَ، وَالحَجَّ، وَالصِّیامَ، و وِلایَتَنا أهلَ البَیتِ(2) ؛ خداوند، پنج چیز را واجب كرده است و جز نیكو و زیبا، واجب نكرده است: نماز، زكات، حج، روزه و ولایت ما اهل بیت.
- قال الإمام الباقر علیهالسلام: بُنِیَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ: إقامِ الصَّلاةِ، و إیتاءِ الزَّكاةِ، و حَجِّ البَیتِ، و صَومِ شَهرِ رَمَضانَ، وَالوِلایَةِ لَنا أهلَ البَیتِ (3) ؛ اسلام بر پنج پایه بنا شده است: برپا داشتن نماز، پرداختن زكات، حجّ خانه خدا، گرفتن روزه ماه رمضان و ولایت ما اهل بیت .
- قال الإمام الصادق علیهالسلام: ما كَلَّفَ اللهُ العِبادَ إلاّ ما یُطیقونَ، إنَّما كَلَّفَهُم فِی الیَومِ وَاللَّیلَةِ خَمسَ صَلَواتٍ، و كَلَّفَهُم مِن كُلِّ مِئَتَی دِرهَمٍ خَمسَةَ دَراهِمَ، و كَلَّفَهُم صِیامَ شَهرِ رَمَضانَ فِی السَّنَةِ(4) ؛ خداوند، بندگان را به چیزى كه تاب نیاورند، موظّف نكرده است. همانا آنان را در شبانهروز، به پنج نماز، موظّف ساخته است و از هر دویست درهم، به پنج درهم مكلّف نموده و در سال، به روزه ماه رمضان تكلیف كرده است .
- قال الإمام الصادق علیهالسلام: یُسأَلُ المَیِّتُ فی قَبرِهِ عَن خَمسٍ: عَن صَلاتِهِ، و زَكاتِهِ، و حَجِّهِ، و صِیامِهِ، و وِلایَتِهِ إیّانا أهلَ البَیتِ(5) ؛ از مرده در قبر درباره پنج چیز سؤال مىشود: نمازش، زكاتش، حجّش، روزهاش، و ولایتش نسبت به ما اهل بیت .
حكمت روزه گرفتن - قال الإمام علیّ علیهالسلام: حَرَسَ اللهُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بِالصَّلَواتِ وَالزَّكَواتِ و مُجاهَدَةِ الصِّیامِ فِی الأَیّامِ المَفروضاتِ؛ تَسكینا لِأَطرافِهِم، و تَخشیعا لِأَبصارِهِم، و تَذلیلاً لِنُفوسِهِم، و تَخفیضا لِقُلوبِهِم، و إذهابا لِلخُیَلاءِ عَنهُم، ...(6)؛ خداوند، بندگان مؤمن خویش را با نمازها، زكاتها و تلاش براى روزه گرفتن در روزهاى واجب شده، نگهدارى كرده است تا اعضایشان آرامش یابد و چشمانشان خشوع پیدا كند و جانهایشان رام گردد و دلهایشان متواضع شود و غرور از آنان زدوده گردد، به سبب حكمتهایى كه در آنهاست، چون: خاكى شدن چهرههاى عزّتمند از روى تواضع، به زمین چسبیدن اعضاى شریف از روى فروتنى، و چسبیدن شكمها به پشتها از روى رام شدن .
- قال الإمام علیّ علیهالسلام: فَرَضَ اللهُ الصِّیامَ ابتِلاءً لاِخلاصِ الخَلقِ (7) ؛ خداوند، روزه را واجب فرمود، تا آزمونى براى اخلاص آفریدگان باشد.
- قالت فاطمة علیهاالسلام: فَرضَ [اللهُ] ... الصِّیامَ تَثبیتا لِلإِخلاصِ (8) روزه براى استوارسازى اخلاص، واجب شده است .
- قال الإمام الحسین علیهالسلام ـ فی بَیانِ عِلَّةِ الصِّیامِ ـ : لِیَجِدَ الغَنِیُّ مَسَّ الجوعِ فَیَعودَ بِالفَضلِ عَلَى المَساكینِ (9)؛ امام حسین علیه السلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: تا ثروتمند، رنج گرسنگى را بچشد؛ پس بر بینوایان نیكى كند .
- قال الإمام الصادق علیهالسلام: إنَّما فَرَضَ الله عز و جل الصِّیامَ لِیَستَوِیَ بِهِ الغَنِیُّ وَالفَقیرُ؛ و ذلِكَ أنَّ الغَنِیَّ لَم یَكُن لِیَجِدَ مَسَّ الجوعِ فَیَرحَمَ الفَقیرَ؛ لِأَنَّ الغَنِیَّ كُلَّما أرادَ شَیئا قَدَرَ عَلَیهِ، فَأَرادَ اللهُ عز و جل أن یُسَوِّیَ بَینَ خَلقِهِ، و أن یُذیقَ الغَنِیَّ مَسَّ الجوعِ وَالأَلَمِ؛ لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ فَیَرحَمَ الجائِعَ(10)؛ امام صادق علیهالسلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید.
فضیلت روزه - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: جَعَلَ اللهُ ... قُرَّةَ عَینی فِی الصَّلاةِ وَالصَّومِ (11) ؛ خداوند، فروغ دیدگانم را در نماز و روزه قرار داده است .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: قالَ حَبیبی جَبرَئیلُ: إنَّ مَثَلَ هذَا الدّینِ كَمَثَل شَجَرَةٍ ثابِتَةٍ؛ الإِیمانُ أصلُها، وَالصَّلاةُ عُروقُها، وَالزَّكاةُ ماؤُها، وَالصَّومُ سَعَفُها (12) ؛ حبیب من جبرئیل گفت: «مَثَل این دین، همچون «مَثَل درختى ثابت و استوار است. ریشهاش ایمان است و رگهایش نماز . آب آن، زكات است و شاخ و برگش، روزه.»
- قال الإمام الصادق علیهالسلام: ثَلاثَةٌ مِن رَوحِ اللهِ: التَّهَجُّدُ فِی اللَّیلِ بِالصَّلاةِ، و لِقاءُ الإِخوانِ، وَالصَّومُ (13)؛ سه چیز از رحمت خداست: شب زندهدارى و نمازگزارى در شب، دیدار با برادران، و روزه گرفتن .
- قال لقمان علیهالسلام ـ فی مَوعِظَتِهِ لاِبنِهِ ـ یا بُنَیَّ، السَّفینَةُ إیمانٌ، و شِراعُهَا التَّوَكُّلُ، و سُكّانُهَا الصَّبر،ُ و مَجاذیفُهَا الصَّومُ وَالصَّلاةُ وَالزَّكاةُ (14) ؛ حضرت لقمان علیهالسلام در موعظه خویش به پسرش فرمود: فرزندم! ایمان، كِشتى است. بادبان آن، توكّل است؛ سُكّان آن، صبر است؛ و تیركهاى بادبان آن، نماز و روزه و زكاتاند .
روزه برای خداست - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: قالَ اللهُ عز و جل: «الصَّومُ لی، و أنَا أجزی بِهِ» (15) ؛ خداوند فرموده است: «روزه، براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم.»
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ یُضاعَفُ؛ الحَسَنَةُ عَشرُ أمثالِها إلى سَبعِمِئَةِ ضِعفٍ ، قالَ اللهُ عز و جل: «إلاَّ الصَّومَ فَإِنَّهُ لی، و أنَا أجزیبِهِ، یَدَعُ شَهوَتَهُ و طَعامَهُ مِن أجلی»(16) ؛ هر كار انسان، چند برابر مىشود. كار نیك، ده برابر تا هفتصد برابر مىشود. خداوند فرموده است: «مگر روزه، كه براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم، [كه روزهدار] خواسته دل و خوراكش را به خاطر من وامىگذارد.»
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: قالَ الله ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ : «كُلُّ عَمَلِ ابنِ آدَمَ هُوَ لَهُ غَیرَ الصِّیامِ؛ هُوَ لی، و أنَا أجزی بِهِ.» وَالصِّیامُ جُنَّةُ العَبدِ المُؤمِنِ یَومَ القِیامَةِ كَما یَقی أحَدَكُم سِلاحُهُ فِی الدُّنیا ... (17)؛ خداى متعال فرموده است: «هر كار انسان براى خود اوست، مگر روزهدارى، كه براى من است و من خودم پاداش آن را مىدهم . روزه، سپر بنده مؤمن در روز قیامت است، همانگونه كه در دنیا هر یك از شما را سلاحش حفاظت مىكند. بوى ناخوش دهان روزهدار نزد خدا از بوى مشك، خوشبوتر است. روزهدار، دو بار خوشحال مىشود: هنگامى كه افطار مىكند و مىخورد و مىنوشد و آنگاه كه مرا دیدار مىكند. پس او را وارد بهشت مىكنم.»
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: عَلَیكَ بِالصَّومِ؛ فَإِنَّهُ مَحضٌ (18) ؛ بر تو باد روزه، كه عبادتى ناب است!
- قال الإمام علیّ علیهالسلام ـ فِی الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَیهِ ـ الصَّومُ عِبادَةٌ بَینَ العَبدِ و خالِقِهِ، لا یَطَّلِعُ عَلَیها غَیرُهُ، و كَذلِكَ لا یُجازی عَنها غَیرُهُ (19) ؛ روزه، عبادتى میان بنده و آفریدگار اوست. كسى جز آفریدگار، از آن آگاه نمىشود و كسى جز پروردگار، پاداش آن را نمىدهد .
سخنى در شرح حدیثِ: «روزه، براى من است» ابو حامد غزّالى در شرح این حدیث، گفته است: این كه روزه براى خداست و این شرافت را یافته كه به خداوند، نسبت داده شود (هر چند همه عبادات، براى اوست، همچنان كه كعبه این شرف را یافته كه خانه او باشد، در حالى كه همه زمین براى اوست) دو معنا دارد: نخست این كه: روزه، پرهیز و ترك است و عملى پنهان است و در آن، كارى نیست كه دیده شود. به خلاف همه عبادتها كه در معرض دید مردم انجام مىشوند، روزه، عبادتى است كه جز خدا آن را نمىداند؛ چرا كه كارى است باطنى كه همان صبر است . دوم این كه: روزه، سركوبى دشمن خداست؛ چون ابزار شیطان ملعون، شهوتها هستند و شهوات با خوردن و آشامیدن، نیرو مىیابند. از این رو، پیامبر صلىاللهعلیهوآله فرموده است: إنَّ الشَّیطانَ لَیَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ؛ فَضَیِّقوا مَجارِیَهُ بِالجوعِ؛ شیطان، همچون خون، در وجود آدمى جارى مىشود، پس گذرگاههاى او را با گرسنگى، تنگ كنید ... . از آن جا كه به خصوصِ روزه، سركوبى شیطان و بستن و تنگ ساختن گذرگاههاى اوست، شایسته است كه ویژه خدا گردد؛ زیرا سركوبى دشمن خدا، یارى نمودن خداست، و یارىرسانىِ خداوند به بندهاش، در پىِ یارى كردن بنده به خداست. خداوند فرموده است: «إِن تَنصُرُواْ اللهَ یَنصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»(محمد/7) ؛ اگر خدا را یارى كنید، خدا یارىتان مىكند و گامهایتان را استوار مىسازد . پس شروع تلاش، از بنده است و پاداش دادن به هدایت، از خدا .
ارزش روزهدار - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله ـ فی قَولِهِ تَعالى: «التَّـائبُونَ الْعَـابِدُونَ الْحَـامِدُونَ السَّـائحُونَ »- : السّائِحونَ و هُمُ الصّائِمونَ فی الحدیث: «سیاحة هذه الاُمّة الصیام»، قیل للصائم: سائح؛ لأنّ الّذی یسیح فی الأرض متعبّد یسیح ولا زاد له ولا ماء، فحین یجد یطعم. والصائم یُمضی نهاره لا یأكل ولا یشرب شیئاً فشُبّه به.(20) پیامبر خدا صلىاللهعلیهوآله دربـاره آیـه: «[مؤمنـانْ] توبـهكنندگـان، پرستشگـران، ستایشگران، سیاحتگران ... اند» میفرماید: سیاحتگران، همان روزهداراناند. در حدیث است: «سیاحت این امّت، روزه است.» این كه به روزهدار، «گردشگر» گفته شده، به خاطر شباهتى است كه میانشان وجود دارد؛ زیرا كسى كه در زمین سیاحت مىكند، عبادتپیشهاى است كه بىتوشه و آب مىگردد و هر گاه چیزى بیابد، مىخورد. روزهدار هم روزش را بدون خوردن و نوشیدن مىگذراند .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ للهِِ مائِدَةً عَلَیها ما لا عَینٌ رَأَت، ولا اُذُنٌ سَمِعَت، ولا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ، لا یَقعُدُ عَلَیهَا إلاَّ الصّائِمونَ(21) ؛ خداوند، سفرهاى دارد كه بر آن نعمتى است كه نه چشمى دیده، نه گوشى شنیده و نه بر دل بشرى گذشته است. بر سر این سفره، جز روزهداران نخواهند نشست . امام صادق علیهالسلام درباره حكمت روزهدارى فرمود: خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهیدست، برابر شوند؛ چون [بدون روزه] ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم كند؛ زیرا ثروتمند هر گاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست. پس خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید. - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و نَفَسُهُ تَسبیحٌ (22)؛ خواب روزهدار ، عبادت است و نَفَس او، تسبیح است .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، و صَمتُهُ تَسبیحٌ، و عَمَلُهُ مُضاعَفٌ، و دُعاؤُهُ مُستَجابٌ، و ذَنبُهُ مَغفورٌ (23)؛ خواب روزهدار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: إنَّ الصّائِمَ لا یَجری عَلَیهِ القَلَمُ حَتّى یُفطِرَ، ما لَم یَأتِ بِشَیءٍ یَنقُضُ (24)؛ بر روزهدار، قلم [ثبت گناهان] بىتردید جارى نمىشود، این حدیث و امثال آن، مجوّز ارتكاب گناه نیستند و مقصود، آن است كه روزه، مانع از انجام دادن گناهان مىگردد و در نتیجه گناهى در پرونده روزهدار، ثبت نمىشود، تا آن كه افطار كند، [البتّه] تا وقتى كه آنچه روزه را باطل مىكند، انجام نداده باشد.
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ عِندَ فِطرِهِ، و فَرحَةٌ یَومَ القِیامَةِ، یُنادِی المُنادی: «أینَ الظّامِئَةُ أكبادُهُم؟ و عِزَّتی، لَأَروِیَنَّهُمُ الیَومَ»(25) ؛ روزهدار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مىدهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مىكنم.
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: وَالَّذی نَفسی بِیَدِهِ، لَخُلوفُ فَمِالصّائِمِ أطیَبُ عِندَ الله ِتَعالى مِن ریحِ المِسكِ(26) ؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، بوى ناخوش دهان روزهدار نزد خداى متعال، خوشبوتر از بوى مُشك است .
- قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ: دَعوَةُ الصّائِمِ، و دَعوَةُ المُسافِرِ، و دَعوَةُ المَظلومِ (27) ؛ سه دعا، مستجاب است: دعاى روزهدار، دعاى مسافر و دعاى ستمدیده . رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:خواب روزهدار، عبادت است؛ سكوتش تسبیح است؛ عملش دو برابر است؛ دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده است . - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ما مِن یَومٍ إلاّ و مَلَكٌ یُنادی فِی المَقابِرِ: مَن تَغبِطونَ؟ فَیَقولونَ : أهلَ المَساجِدِ؛ یُصَلّونَ ولا نَقدِرُ، و یَصومُونَ ولا نَقدِرُ (28) ؛ هیچ روزى نیست، مگر آن كه فرشتهاى در گورستانها ندا مىدهد: «به حال چه كسى رشك مىبرید؟» مىگویند: به حال مسجدیان؛ آنان نماز مىخوانند؛ ولى ما نمىتوانیم، و روزه مىگیرند؛ ولى ما نمىتوانیم .
- قال الامام الصادق علیهالسلام: مَن صامَ للهِِ عز و جل یَوما فی شِدَّةِ الحَرِّ فَأَصابَهُ ظَمَأٌ، وَ كَّلَ اللهُ بِهِ ألفَ مَلَكٍ یَمسَحونَ وَجهَهُ و یُبَشِّرونَهُ، حَتّى إذا أفطَرَ قالَ اللهُ عز و جل لَهُ: «ما أطیَبَ ریحَكَ و رَوحَكَ ! مَلائِكَتِی، اشهَدوا أنّی قَد غَفَرتُ لَهُ»(29)؛ كسى كه در گرماى سخت، روزى را براى خدا روزه بدارد و تشنه شود، خداوند، هزار فرشته را بر او مىگمارد كه چهرهاش را لمس مىكنند و بشارتش مىدهند، تا آنگاه كه افطار كند، كه خداوند به او مىفرماید: «چه خوش است بوى تو و نشاط تو! فرشتگان من! گواه باشید كه او را آمرزیدم.»
دعای ملائك برای روزهدار - قال رسول الله صلىاللهعلیهوآله: ما مِن صائِمٍ یَحضُرُ قَوما یَطعَمونَ إلاّ سَبَّحَت لَهُ أعضاؤُهُ، و كانَت صَلاةُ المَلائِكَةِ عَلَیهِ، و كانَت صَلاتُهُم استِغفارا (30) ؛ هیچ روزهدارى در میان گروهى كه غذا مىخورند، حاضر نمىشود، مگر آن كه اعضایش تسبیح مىگویند و درود فرشتگان بر او خواهد بود. درود فرشتگان، همان استغفار است.
- قالَ رَسولُ اللهِ صلىاللهعلیهوآله لِبِلالٍ: «الغَداءُ یا بِلالُ!» فَقالَ: إنّی صائِمٌ . قالَ رَسولُ الله صلىاللهعلیهوآله: «نَأكُلُ أرزاقَنا و فَضلُ رِزقِ بِلالٍ فِی الجَنَّةِ. أشَعَرتَ یا بِلالُ أنَّ الصّائِمَ تُسَبِّحُ عِظامُهُ و تَستَغفِرُ لَهُ المَلائِكَةُ ما اُكِلَ عِندَهُ؟»(31) ؛ پیامبر خدا به بلال فرمود: «اى بلال! صبحانه بخور.» گفت: روزهام.(روزه مستحبی) رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: روزهدار، دو خوشحالى دارد: خوشحالى او به هنگام افطارش، و خوشحالى او در روز قیامت، [آنگاه] كه منادى ندا مىدهد: «كجایند صاحبان جگرهاى سوخته و تشنه؟ به عزّتم سوگند، امروز سیرابشان مىكنم. پیامبر خدا فرمود: «ما روزىِ خود را مىخوریم و روزىِ بلال، در بهشت است. اى بلال! آیا مىدانى تا وقتى كه نزد یك روزهدار غذا خورده مىشود، استخوانهایش تسبیح مىگویند و فرشتگان براى او استغفار مىكنند؟»
- قال الامام الصادق علیهالسلام: مَن كَتَمَ صَومَهُ قالَ اللهُ عز و جل لِمَلائِكَتِهِ: «عَبدِی استَجارَ مِن عَذابی فَأَجیروهُ.» و وَكَّلَ اللهُ تَعالى مَلائِكَتَهُ بِالدُّعاءِ لِلصّائِمینَ، و لَم یَأمُرهُم بِالدُّعاءِ لِأَحَدٍ إلاَّ استَجابَ لَهُم فیهِ (32)؛ هر كس روزه خود را پنهان دارد، خداوند به فرشتگانش مىفرماید: «بنده من از آتش، پناه جست، پس پناهش دهید.» و خداوند متعال، فرشتگان خود را مىگمارد تا براى روزهداران دعا كنند. و خداوند، هرگز آنان را مأمور دعا براى هیچ كس نكرده، مگر آن كه دعایشان را درباره او پذیرفته است .
پینوشتها: 1- بقره: 183. 2- بشارة المصطفى: 108، بحار الأنوار: 23/105/4 ، الكافی: 8/271/399 . 3- الخصال: 278/21، الكافی: 2/21/7، تهذیب الأحكام: 4/151/418، من لا یحضره الفقیه: 2/74/1770. 4- تهذیب الأحكام: 4/154/426، الخصال: 531/9، بحارالأنوار: 5/41 /66 و ص 305 / 19. 5- الكافی: 3/241/15، بحارالأنوار: 6/265/111و ج 31/659/ 217. 6- نهج البلاغة: الخطبه 192 . 7- نهج البلاغة: الحكمة 252 . 8- علل الشرایع: 248/2، من لا یحضره الفقیه: 3/568/4940، الاحتجاج:1/258/49، بحارالأنوار: 96/368/47 . 9- المناقب لابن شهر آشوب: 4/68، بحارالأنوار: 96/375/62 . 10- من لا یحضره الفقیه: 2/73 /1766، علل الشرایع: 378/2، الإقبال: 1/30، مجمع البیان: 1/490. 11- مكارم الأخلاق:1/83/141، بحارالأنوار: 16/249 . 12- علل الشرایع: 249/5، بحار الأنوار: 6/109/2، جامع الأخبار: 108/191. 13- دعائم الإسلام:1/269، الأمالی للطوسی: 172/291، بحارالأنوار: 96/257/41 . 14- الاختصاص: 336، بحارالأنوار: 13/427/22. 15- تهذیب الأحكام: 4/152/420، من لا یحضره الفقیه: 2/75/1773، الكافی: 4/63/6 ؛ صحیح البخاری : 6/2723/7054. 16- صحیح مسلم: 2/807/164، سنن الترمذی: 3/136/764، سنن ابن ماجه: 2/1256/3823 . 17- الخصال: 45/42، فضائل الأشهر الثلاثة: 134/142، روضة الواعظین: 383. 18- كنز العمّال: 8/450 / 23609 . 19- شرح نهج البلاغه:20/296/385 . 20- الكافی: 5/15/1، تهذیب الأحكام: 6/130/224، بحار الأنوار: 69 /356؛ المستدرك على الصحیحین: 2/365/3288، كنز العمّال: 2/7/2904. 21- المعجم الأوسط : 9/170/9443، كنز العمّال: 8/452 /23620 . 22- ثواب الأعمال: 75/2، قرب الإسناد: 95/324 . 23- شُعب الإیمان: 3/415/ 3937 و ح 3939، من لا یحضره الفقیه: 2/76/1783، ثواب الأعمال: 75/3 . 24- فضائل الأشهر الثلاثة: 55/33 و ص 116/111 . 25- مسند زید: 203. 26- صحیح البخاری: 2/670/1795، صحیح مسلم: 2/807/164، سنن الترمذی: 3/136/764، من لا یحضره الفقیه: 2/75 / 1773، الخصال: 45/42 . 27- فضائل الأشهر الثلاثة: 143/157. 28- مستدرك الوسائل: 3/363/3786 . 29- الكافی: 4/64/8 و ص 65/17، ثواب الأعمال: 76/1، الأمالی للصدوق: 683/935، فضائل الأشهر الثلاثة:120/119، من لا یحضره الفقیه: 2/76/1781، بحارالأنوار: 96/247/5 . 30- من لا یحضره الفقیه: 2/87/1805، ثواب الأعمال: 77/1، الأمالی للصدوق: 683/936. 31- سنن ابن ماجه: 1/556/1749، شُعب الإیمان: 3/297/3586، تاریخ دمشق: 54/110/11388. 32- الكافی: 4/64/10، تهذیب الأحكام: 4/190/539، بحارالأنوار: 59/190/44 .
منبع: كتاب ماه خدا، محمدی ری شهری، ج 1، ص 90. |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 7:32 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:18 توسط sara |
|
|
یا مهدی ادرکنی...
|
قطعه ی گم شده ای از پر پرواز کم استیازده بار شمردیم و یکی باز کم است این همه آب که بر روی زمین است نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:5 توسط sara |
|
|
شعر تنهایی
|
|
یکی دیگر از شبهایی است که در گیر و دار کابوسی جهنمی از خواب می پرم ، چشمانم خیس خیس است . به دلم می گویم بیداری های غمگنانۀ روز برای هق هق کافی نیست ، خواب شبم را هم باید لبالب از مصیبت کنی ؟
اما دیگر چیزی نمی گویم . دل ما عاشق است و عاشق هم جز معشوق نه چیزی می بیند و نه چیزی می شنود . عاشق ، زندگی را لوطی بازی می داند . یادش بخیر ، چه روزگاری بود ! بی تو، به شعر رسیده ام ، به خودم ، به ترانه ، به شاعرانگی ، به عشق . تو که بودی هیچ کدامشان را نداشتم ، حالا که فکرش را می کنم به این نتیجه می رسم که " چه خوب شد رفتی ؟ " اگر نمی رفتی ، من هیچ وقت تنهایی را نمی فهمیدم ، تنهایی پس از عشق را می گویم . باز از تنهایی می نویسم ، تنهایی ... تنهایی تبلور ترد تصویر های تازۀ تازه است از تو ، تنهایی ترک تمام تردیدهاست. تنهایی تطهیر تلخ تک تک تارهای تقدیر است . تنهایی ... نه ! دیگر از تنهایی گفتن کافیست . گذشته ها گذشته ... از تو می گذرم و به خود می رسم . خسته ام ، خستۀ خسته . خاطره ها خوبند ، خوب خوب ، اما فقط در خلوت . خواب خود را خراب خاطره های خیالی نکنید ... !
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را ؟
جان من سنگدلی، دل به تو دادن غلط است بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است رفتن اولی است ز کوی تو، ستادن غلط است جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
دگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد هیچ سنگین دلِ بیداد گر ، این کار نکرد
تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد چون شود خاک بر آن خاک ، گذارت باشد بشنو این پند و مکن قصدِ دلِ آزردۀ خویش ورنه بسیار پشیمان شوی از کردۀ خویش
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:2 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ×××× کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم یا که همچون آتشی در سوز دل در مهیب سینه خاموشت کنم کاش آنروز در گلستان خیال ای گل زیبا نمی چیدم تو را تا که امروز بسوزم از داغ دوریت کاش هرگز نمی دیدم تو را.... ************* بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم شايد شاخه ای دردلم سبز شود آنوقت می توانی درپاييز آن را بشکنی وهيمه ی اجاقت کنی برای لحظه ای که می تواند چشمهای خيس ترا گرم کند |
| پیوندها |
|
شرکت مخابرات 118 عشق برای توئی که قرار نیست فراموشت کنم قاصدک عشق قصه عشق مرگ در تنهايي نگهبان سکوت کارت پستال درخواستی تولد مبارک |
|
RSS
|