![]() |
اسیر دل |
![]() |
| خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من |
|
درگذشت بازیگر فرزانه رو تسلیت می گم
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 11:51 توسط sara |
|
|
رجب
|
|
رجب هم اومد و یارم نیومد
شفای قلب بیمارم نیومد به دل ترسم بگویم آخر ماه رجب هم رفت و دلدارم نیومد بغیر از او کسی فکر دلم نیست چه شد یارب خریدارم نیومد دگر عمرم به جان کندن شبیه چرا یارم به دیدارم نیومد نه در خوابم جمالش را بدیدم به وقتی هم که بیدارم نیومد اگر چه او دعاگوی دلم هست چرا وقتی گرفتارم نیومد همیشه من در پی آزار اویم ولی او بهر آزارم نیومد در این دنیا کسی رو من ندارم فقط او را که من دارم نیومد در این ماهی که وقت دیدن اوست خبر بهر دل زارم نیومد
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 9:41 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 12:48 توسط sara |
|
|
طنز چت
|
|
شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش تو اسمت را بگو، من هاله هستم ز دست عاشقی صد داد و بیداد کمان ِابرو و قد بلندش ز صورت هم نگو البته زیباست اسیرش گشته بیمارش شدم من به او من کم کم عادت می نمودم که باشد همسر و امید فردام زفکرش بی خور و بی خواب بودم که بینم چهره ی آن نور دیده زمان دیدن و بوییدن توست هراسان بود او از دیدنم سخت گرفتم روز بعدش وقت دیدار زدم از خانه بیرون اندکی زود توگویی اژدهایی بر من آویخت بدیدم زشت رویی بود آنجا کمان ِابرو و چشم فریبا بشد صد خاک عالم بر سر من از آن ماتم کده مدهوش رفتم دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست نیابم با چت از بهر خود همسر به شعر آورد او هم آنچه بشنید سرانجامی ندارد قصّه ی چت |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:43 توسط sara |
|
|
به جز از علي نباشد
|
|
به جز از علي نباشد به جهان گرهگشايي طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلايي چو به کار خويش ماني در رحمت علي زن به جز او به زخم دلها ننهد کسي دوايي ز ولاي او بزن دم که رها شوي ز هر غم سر کوي او مکان کن بنگر که در کجايي بشناختم خدا را چو شناختم علي را به خدا نبردهاي پي اگر از علي جدايي علي اي حقيقت حق علي اي ولي مطلق تو جمال کبريايي تو حقيقت خدايي نظري ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن تو که يار دردمندي تو که يار بينوايي همه عمر همچو "شهري" طلب مدد از او کن که به جز علي نباشد به جهان گرهگشايي
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:4 توسط sara |
|
|
روز پدر مبارک (13 رجب)
|
|
با عرض سلام و شادباش سالروز تولد مولود کعبه؛ جان هستی؛ الهه عشق و ذوالفقار ترنم عطوفت؛ نسیم سرشار از شبنم مهر و شفقت؛ انسان کامل ولی الله اعظم مولی الموحدین ؛حضرت علی ابن ابی طالب و روز پدر را به پیروان عالم و عامل حضرتش و تمامی پدران دنیا و همه دوستان عزیزم تبریک و تهنیت عرض نموده به همین مناسبت شعر زیر را به محضر مبارک ان جناب و دوستدارانش تقدیم می دارم. امید که مقبول افتد.
تو ای مولای خانه يک عشق جاودانه از آن نام تو پیداست پدر نام تو زیباست
تو ای سرور و عشقم تو ای نور بهشتم برای روز نامت تورا از دل نوشتم
تو ای تمام هستی در هشیاری و مستی تو را میخوانم از دل به آنکه می پرستی
پدرم نمی شه که تو را تو شعرها نوشت شعر من تقدیم تو ای تو پرچم داره عشق
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:55 توسط sara |
|
|
میلاد مولود کعبه مبارک باد
|
|
با هر تپشی که در دل آگاه است یک نغمه لا اله الا الله است هر جا که بلند است ندای توحید گلبانگ محمد رسول الله است توحید و نبوت و امامت هر سه در گفتن یک علی ولی الله است
بر غیر علی نظر ندوزد شیعه زین شعله چراغ برفروزد شیعه گیرم گنهی سر زند از ما به خطا زهرا نگذارد که بسوزد شیعه
تا مهر علی به سینه ها دمساز است تا باب عنایات الهی باز است از عرش بفرش، از ازل تا ابد گلبانگ محمدی طنین انداز است
توحید که لا اله الا الله است شرطش به خدا علی و لی الله است اسماء دوازده امام معصوم توضیح محمد رسول الله است
سرمشق عبودیت یار است علی (ع) در صحنه عشق، تکسوار است علی (ع) از روز ظهور تا شب وصل حضور در هاله نور رهسپار است علی (ع) چشمان علی دو چشمه خورشید است لبهای علی لبالب از توحید است سوگند به کعبه خانه میلادش اسلام محمد از علی جاوید است كعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت گوهري زينت هستي چونان حيدر داشت يك پياله ز مي اش مست كند عــــالم را آنكــه اندر قدحش باده اي از كوثر داشت اگر آتش به زیر پوست داری
چون علــــــي خواست و عزم سفـر خاك نمود كعبه از عشق رخش سينه ي خود چاك نمود آمد و گشت تجلي گه الطــاف خـــــــــــــــدا نام نيكش به زبان شهــــــــــــــره افلاك نمود
برخیز که قدسیان جوابت بدهند وز کوثر معرفت شرابت بدهند چون ماه رجب باشدو اعیاد علی این روز دعای مستجابت بدهند
دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
ای دشمن مرتضی به الفاظ گزاف
تمام لذت عمرم همین است که مولایم امیرالمونین است
هر كه ره كج كرد از راه علی از همه اعمال او برخاست دود هر كه در دل ، مهر و حب او نداشت هست بر فردوس ، ممنوع الورود
نازد به خودش خدا که حیدر دارد
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:48 توسط sara |
|
|
گناه من چیه؟
|
|
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:47 توسط sara |
|
|
نميگم دوستت دارم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 20:4 توسط sara |
|
|
دهم رجب المرجب، ولادت باسعادت کوچک ترین یاور کربلایی
|
|
دهم رجب المرجب، ولادت باسعادت کوچک ترین یاور کربلایی و بزرگ ترین باب الحوائج الی الله، شش ماهه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)،
دهم رجب سال 60 قمری است. خانه امام حسین (ع) دو باره نور باران می شود و از پنجره کوچک آن، آسمان مدینه روشن می گردد. برای حسین (ع) دسته گلی زیبا فرو فرستاده بودند. اشک شوق و برق شادی او بر صورت نوزاد می نشیند و گلبرگ رخش را با شبنم صبحگاهی، با طراوت تر می سازد. خدا به حسین (ع) پسری دیگر عطا فرمود که نیازمند و غنی بر نامش دخیل بسته اند و قنداقه زیبایش را قبله نیازهای خود ساخته اند. نامش را علی نهاد. مانند دو پسر دیگرش و عشقی بیکرانه از محبت پدر و مولای خویش علی (ع) را به تصویر کشید. نامش را علی نهاد و فرمود که اگر خدا هزار پسر به او دهد، همه را علی نام خواهد نهاد. آری، او هم علی بود که شکوه و نامت، بلندتر از آسمان بود و زیباتر از صبح و روشن تر از باران. عبدالله رضیع (شیرخوراه) یا علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، امام حسین (ع)، مادرش نیز، رباب، دختر امرء القیس بن عَدِيّ. آغوش مهربان پدر تو را در خود جای می دهد و چشمان او بر تو می گرید. تو مولود کربلایی. تو شش ماهه عاشورایی. تو آمده بودی که فقط در قافله عشاق بمانی. تو آمده بودی که همسفر کربلا شوی. تو آمده بودی که حج را ناتمام بنهی. میلاد تو شادی را غریبانه کنار می زند و اشک را در چشمان همه جاری می سازد. آخر، تو از زندگی، فقط تشنگی و عطش و شهادت را دریافتی. تو آمده بودی که به شهادت آبرو دهی. تو کوچکترین قربانی هستی؛ اما با همه کوچکی، حماسه ات بی هماورد بود و نام تو در ردیف اول عشقبازان عاشورا حک شد. سلام بر نام بلندت که زمزمه مستان است، ای علی اصغر (ع). |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:32 توسط sara |
|
|
منتظرم سر برسی
|
|
منتظرم سر برسی
با تو تبسم می کنم جاده هارو مه می گیره وقتی تو رو گم می کنم
فدای غربت بشم غریب ترین مرد زمین بیاغروب باورو تو چشم سایه ها ببین
خورشید که میره غروبا بدجوری دلتنگ توام اوج شعرای منی دنبال چشمای توام
آخه یه جوری غربتا بی تو همیشگی ترن صحبت انتظار می شه اسم شما رو می برن
یه روزی از سفر میای بعضیا باور ندارن حتی اونا هم می دونن که از تو بهتر ندارن
قد یه چشم به هم زدن سپیده از راه می رسه دست کوچیک بچه ها به دامن ماه می رسه
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:2 توسط sara |
|
|
علی علیه السلام
|
|
در عالم هر دلي يك پادشاه دارد ولي
پادشاه اين دل مسكين من باشد علي قبله گاه مسلمين در كل عالم كعبه است كعبه هم شد سينه چاكش تا شنيد نام علي
++++++ عاشقم من عاشقم من اي علي جانم مدد فارغم من فارغ از تن اي علي جانم مدد مشق ما پر شد ز مولا خط من اسيمه سر يا علي را مي نويسم خط به خط جانانه تر
ذرات فلک دور علي مي گردند در شادي و غم دور علي مي گردند حجاج ندانسته و يا دانسته در طوف حرم دور علي مي گردند
گرجفا کردي تو با دل جاهلي دل چو ائينه است زنگارش مکن صاف کن ائينه را تارش مکن ملک جان را مالک مطلق دل است بهترين اسباب قرب حق دل است دل يکي کن عارف صادق شوي در جهان شخصيت لايق شوي دل يکي کن عزت و جاهت دهند تا به بزم عاشقان راهت دهند دل يکي کن تا بسوزي از درون تاکه ره يابي به درياي جنون دل يکي کن مست از ساغر شوي جرعه نوش ساقي کوثر شوي دل يکي کن انجمن ارا شوي ريزه خوار سفره ي زهرا شوي دل يکي کن محرم خوبان شوي عاشقانه فاطمه گويان شوي دل يکي کن تاشوي يارحسين خاک شو پيش علمدار حسين دل نگارستان ابروي عليست چشم و دل آشفته موي عليست
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 7:5 توسط sara |
|
|
دل از سنگ باید که از درد عشق
خدایا دلم از سنگ نیست مرا عشق او چنگ اندوه ساخت که جز غم در این چنگ آهنگ نیست به لب جز سرود امیدم نبود مرا بانگ این چنگ خاموش کرد چنان دل به آهنگ او خو گرفت که آهنگ خود فراموش کرد! نمی دانم این چنگی سرنوشت چه می خواهد از جان فرسوده ام ؟ کجا می کشانند این نغمه ها ؟ که یک دم نخواهند آسوده ام دل از جهان بر گرفتم ،دریغ هنوزم به جان آتش عشق اوست در این واپسین لحظه ی زندگی هنوزم در این سینه یک آرزوست: دلم کرده امشب هوای شراب شرابی که از جان برآرد خروش شرابی که بینم درآن رقص مرگ شرابی که هرگز نیایم به هوش مگر وا رهم از غم عشق او مگر نشنوم بانگ این چنگ را همه زندگی نغمه ی ماتم است نمی خواهم این ناخوش آهنگ را
|
|
2 نوشته شده در
جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:29 توسط sara |
|
|
عزیزم روزت مبارک
|
|
با سلام خدمت دوستای گلم. با عرض پوزش تا مدتی نیستم. چون اسباب کشی داریم و فرصت نمی کنم که بیام اینترنت برای همون پیشاپیش روز پدر و روز میلاد مولای متقیان حضرت علی علیه السلام رو به همه شما دوستای گل و خانواده محترمتان تبریک می گم. به خصوص به همسر مهربون و عزیز خودم که همسری مهربان و پدری دلسوز هست این روز بزرگ رو تبریک می گم. عزیزم روزت مبارک |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:19 توسط sara |
|
|
گل پونه
|
|
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:53 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:0 توسط sara |
|
|
روز پدر مبارک
|
|
برادرم یارمن و پشت دلم باشد ... خواهرم بال من آرزوی دلم باشد خداوندا من خسته و بیچاره ... ز دوری شده جگرم پاره پدرم آئینه صبر و شکیبایی ... سیمای مادرم امید و زیبایی برادرم پشت من و امید فردایی ... بمیرم خواهرم غمت را نگاره ننمایم
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:6 توسط sara |
|
|
روز پدر
|
|
سلام دوستان و همراهان خوبم . روز سيزدم رجب ، ولادت مولاي متقيان حضرت علي (ع) رو به همتون ، مخصوصاً به همهء پدر هاي خوب دنيا پیشاپیش تبريک ميگم.
اين شعر رو به خاطر روز پدر مينويسم. پدر اي وجودم از تو اينم يه آهنگ خارجي خيلي قشنگ وزيبا که براي پدر خونده شده . حتما دانلودش کنيد و ازش لذت ببريد. دانلود آهنگ (حجم آهنگ 3.34 mb) |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 9:35 توسط sara |
|
|
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 8:13 توسط sara |
|
|
بدون تو ....
|
|
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:41 توسط sara |
|
|
بگو
|
|
بگو درد دلت را به من ، که سکوت شبانه مرا دیوانه کرده است.
بگو درد دلت را به من، که آسمان بی ستاره مرا دلتنگ کرده است.
بگو درد دلت را به من ، که شبهای بی مهتاب مرا غمگین کرده است. بگو درد دلت را به من ، که غروب آتشین مرا دلگیر کرده است. بگو درد دلت را به من ، که آواز قناری مرا عاشق کرده است. بگو درد دلت را به من ، که چهره خورشید مرا وابسته کرده است. بگو درد دلت را به من، که شراب عشق مرا مست کرده است. بگو درد دلت را به من ، که لیلی عاشق مرا مجنون کرده است. بگو درد دلت را به من ، که خدایم مرا شرمنده کرده است. بگو درد دلت را به من، که دلم مرا گوشه گیر کرده است. بگو درد دلت را به من ، که دنیای عاشقی مرا سر به زیر کرده است. بگو هر چه دل تنگت خواست بگو! بگو از زندگی ، از دنیا ، از چشمان پر از مهرت بگو! بگو که بغض گلویم چشمان خسته ام را بارانی کرده است |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:1 توسط sara |
|
|
عشق
|
|
مجنون را به محکمه ی عدل بردند گفتند توبه کن! گفت:خدایا عاشقم عاشق ترم کن!!! |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:59 توسط sara |
|
|
افسوس
|
|
هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای هنوز هم با عشق تو پا بر جام با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند با این که چشم به چشم دیگری دوخته ای...... افســـــــوس...
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:7 توسط sara |
|
|
مادر سر چشمه گیتی...
|
|||
|
|||
|
2 نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:42 توسط sara |
|
|
یار آغلادی من آغلادیم و آنا
|
||||||
|
آنا گئجه دن صبحه کیمی منه لای لای چالمیسان عمریوی منه وئریب سن ایسه قوجالمیسان آی منیم گؤیچک آنام منیم آق بیرچک آنام سنین قوجاغیندا من بویویوب بوی آتمیشام سن یوخوسوز من ایسه شیرین شیرین یاتمیشام آی منیم گؤیچک آنام منیم آق بیرچک آنام سئوینجیمه سئوینیب کده ریمه یانمیسان آی آنا قوربان اولوم نه یامان قوجالمیسان آی منیم گؤیچک آنام منیم آق بیرچک آنام
آنا اي يامان گونده چاتان هر زمان امداده آنا! جان ائوينده نئچه آي چكدين آنا زحمتيمي
بويودوم منده بوگون يار هوادارين اولوم نه قدر تعريف ائده م آزدير آنا!حرمتيوي
آنا جان آی آنا جان هارداسان آخر سیله سن گوز یاشیمی سویله نئجه من اُوودوم اُؤز باجیمی ، گارداشیمی من اُو زامان غمگین اُولاندا ییخیلاردیم دیــــــــــزیوه
آنا آی آنا جان سنین تایین تاپیلماز یاخجیلیغین سوزه گلیب یازیلماز دونیانیدا اللریمه قوی سالار سنسیز آنا بیر شاهی دا ساییلماز
قالمیشام یالقیز آنا گل دادیما هئشکیمیم یوخ سن یئتیش فریادیما سن گئدن گوندن گوزوم یاشدی آنـا ته جه بیر دفعه ده گل ایمدادیما |
||||||
|
2 نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:18 توسط sara |
|
|
مادر
|
|
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9:32 توسط sara |
|
|
مادر
|
|
همچون سروباشد بی گمان گرچه قدش خم کند باد خـــــزان او بود بهـــــــرم چو ماه آسمان تا کند راهم ز هــر چاهی عیان مثل خورشید است سوزد درنهان تا بگیرد قلب من گــرمی از آن مهربانی گـــرشود گم در جهان جز به دستانش کجـا یابم نشان وسعت قلبش به قــــــدر آسمان بهــــراین بخشد گناهم هرزمـان بارالها هجرشان باشد گــــــران هــــر بلا را دور کن از مادران |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 8:32 توسط sara |
|
|
میلاد مسعود حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک
|
میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها و امام خمینی رحمت الله علیه و روز مادر مبارک باد. من از این شعر خیلی خوشم میاد: مادرم تاج سرم ای همه هستی من از غمم پیر شدی من ز روی تو خجل یاد اون روزها به خیر که برام میخوندی لالالالا گل لاله لالالالا گل پونه بخواب ای کودک نازم که دنیا بی تو زندونه لالالالا لالالالا لالایی سیه چشم و بلندبالا لالایی لالالالا لالالالا لالایی سیه چشم و بلندبالا لالایی یه روز کنار خونه خدا در حضور پیامبر اسلام تو اون گرمای عربستان مردی مادر پیرش رو رو دوشش گذاشته بود و دور کعبه طوافش میداد.در حالی که عرق از سر و روش جاری بود اومد حضور پیامبروگفت:یا رسول الله آیا حق مادرم را ادا کرده ام پیامبر خدا که درود خدا بر او و اهلبیتش باد جواب داد:به خدا قسم نه.حتی به اندازه ناله ای که او در موقع زایمان تو کرده است نتوانسته ای حق او را ادا کنی. |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 7:21 توسط sara |
|
|
تقدیم به عاشقانه ترین شعر هستی (مادر)
|
|
سلام ای مظهر ايثار واز خود گذشتگی؛ وای کانون مهر و محبت وای آنکه خداوند بهشت را به زيرپايت نهاده؛ سلام برتو باد... کدامين قلبی ست که لبريز از مهر مادر نباشد؟ |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:1 توسط sara |
|
|
مادر
|
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:8 توسط sara |
|
|
مادر
|
|
دست کدامين خزان چيد، گل هاي پيراهنت را؟ آن سان که اين باغ نشنيد، يک برگ ناليدنت را رخساره مهربانت، تلفيق خورشيد و باران مي بينم امروز و هرروز، در اشک خنديدنت را من مي نوشتم (فقط غم)، تو مي سرودي (فقط عشق) عشق از ميان رفت و غم ماند؛آيينه شد بودنت را زيباترين بوته بودي، با روح گل مي سرودي کابوس ها زوزه کردند،يک نيمه شب چيدنت را آن کودک شاد ديروز، آشفته بر گور....امروز مي بارد از چشم پر سوز،شب هاي باريدنت را شب هاي روياي شاداب،شب هاي لبخند و مهتاب باران لالايي و خواب،باران بوسيدنت را پروانه هاي تبسم،در چشم هايت فسردند مادر؛کدامين خزان چيد،گل هاي پيراهنت را.. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 8:17 توسط sara |
|
|
خاک زیر پای مادر
|
|
مادر خدا انداخت زير پای مادر بهشتی کز همه چيز است برتر اگر خواهی شوی مهمان جنت نداری بهتر از مادر تو نعمت بود شرط بهشت اين حرف آخر که باشی خاک زير پای مادر
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 7:24 توسط sara |
|
|
بر مزار مادرم
|
|
بازآمدم به پرسش حال تو ای امید ای مادری که هر نفسم گفتگوی توست باز آمدم که بوسه زنم بر مزار تو ای قبله ای که جان و دل من بسوی توست باز آمدم که شکوه کنم از غم فراق وز بانگ ناله روح تو را باخبر کنم مادر! غم تو همنفسم شد به جای تو با این غم بزرگ چه خاکی به سر کنم جان من فدای تو ای مادر عزیز کی دانی از فراق چها بر سرمن گذشت غم خانه است سینه ی من در فراق تو آنکس که هست از غم من با خبر خداست اگه نبودم ازغم بی مادری ولی مرگت پیام داد : بی مادری بلاست رفتی ز دست ما و نماند از برای ما غیر از غمی شکسته دلی جان خسته ای تو مرغ جاودان بهشتی شدی ولی داند خدا که پشت مرا شکسته ای مادر ! بخواب خوش که ز یادم نمیروی جانم فدای تو منزل مبارکت مادر بخواب کعبه ی من خاک کوی توست قربان خاک کوی تو منزل مبارکت
(( تقدیم به گل پرپرم مادر))
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:5 توسط sara |
|
|
مادرم روزت مبارک
|
|
مادر اي روياي سبز غنچه ها مادر اي پرواز نرم قاصدک گونه هايت کاش مهتابي نبود اي تمام ناله هايت بي صدا
مبارک و خجسته باد چهره ات مبارک باد نامت ای عشق من گرامی باد خنده هایت که روح مرا به پرواز در می آوری ای عشق من در تمام شب ها و در همه زمان ها تو همیشه مراقب من بودی اما من هیچگاه این را درک نمی کردم اما حالا خیلی دیر است من را ببخش حالا من تنها هستم مملو از خجالت و شرمندگی بسیار در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخوابم مادر من بدون تو از بین می روم تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی حالا چه کسی هست که اشکهای من را پاک کند ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم مادر... من بدون تو از بین می روم ای مادر..... چگونه می توانم به تو نگاه کنم ای مادر..... این را پیامبرتو فرمود در قلب من در رویاهای من تو با من همیشه هستی ای مادر تو رفتی و من را ترک کردی ای روشنایی چشمان من ای تسلی ده شبهای من تو رفتی و من را تنها گذاشتی چه کسی به جز تو من را در آغوش می گیرد چه کسی به جز تو مرا می پوشاند چه کسی به جز تو از من محافظت می کند مادر من را ببخش به خاطر بی توجهی هایم
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 10:23 توسط sara |
|
|
شعر مادر
|
|
ساحل امروز خموش است ماسه ها شسته و نمناک موج کف بر لب و دیوانه و مست سوی من می آید و بر می گردد، مرغ دل گرچه اسیر قفس است، همرۀموج ندانم که چرا میخواند مادر!امروز دلم شعر ترا میخواند بر سر سنگ به نزدیکی آب، مرغکی گرم عبادت، سر یک پای ستاد ست، دعا میخواند، پر این مرغ سپید است، از رهی سینه اش پا ک زکین، به چنین پاکی و خوبی به خدا مادرم است این، از رهی دور رسیدست ومرا میخواند.
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 8:56 توسط sara |
|
|
مادر تو فرشته ای
|
|
تـــرا ستایش می کنــــم ترا که قلب سرشـــار و روح بزرگ ودستان گرم و زندگی پرورت چراغ راه ماست امید و تکیه گاه ما زندگی و هستی ماست تـــرا ستایش میکنــــــم ترا که می بخشایی ومهربانی بی توقعت رانثار میکنی حجت بی اجر و مزدت را تـــــرا ستایش میکنم ترا که می سوزی و میکاهی و برای مهر ورزیدن نه زمان می شناسی، نی مکان و نه پشیمانی را پیشه میکنی تـــرا ستایش میکنم ترا ای مادر پاک ، ای روحانی پاک ای سرچشمهء همه مهربانی ها، همه فدا کاریها و همه از خود گذشتی ها تر ای مادر بخشاینده، ستایش میکنم بخاطر وجودت که صفای آسمان بهار را دارد بخاطر قلبت که گستردگی دریای پاک را دارد و بخاطر دامانت که ما را پروراندو لالایت که نشه خواب را در چشمان ما ریخت و نگران سرنوشتمان نگران خوب و بد نگران خوشحالی و غمها بی پایانمان است ترا ای مادر، ای روحانی مقدس ستایش میکنم و در برابر عظمت روح ودر برابر شکوه رنجهای بی دریغت که هرگز شکوه ای بهمراه ندارد سر تعظیم فرود آورده و میگویم مادر! تو فرشته ای
|
|
2 نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 7:47 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ×××× کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم یا که همچون آتشی در سوز دل در مهیب سینه خاموشت کنم کاش آنروز در گلستان خیال ای گل زیبا نمی چیدم تو را تا که امروز بسوزم از داغ دوریت کاش هرگز نمی دیدم تو را.... ************* بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم شايد شاخه ای دردلم سبز شود آنوقت می توانی درپاييز آن را بشکنی وهيمه ی اجاقت کنی برای لحظه ای که می تواند چشمهای خيس ترا گرم کند |
| پیوندها |
|
شرکت مخابرات 118 عشق برای توئی که قرار نیست فراموشت کنم قاصدک عشق قصه عشق مرگ در تنهايي نگهبان سکوت کارت پستال درخواستی تولد مبارک |
|
RSS
|