تبليغاتX
src='http://www.shiayan.ir/js/shiayan-hadith2.js?'> اسیر دل
اسیر دل
خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من

به نام خدا

سلام بر مهدي فاطمه عج

يا عشق ادركني

در آستانه سال نو قرار گرفته ايم.ثانيه ها با شتاب مي گذرد .هرگوشه از شهرها و روستاها را كه بنگري همه در تلاش و فعاليت و آمادگي براي مراسم ويژه تحويل سال هستند.خيلي ها در جمع ما نيستند،اكثر بزرگان رادر اين سالي كه روبه پايان است ازدست داديم.مبادا محرومان را فراموش كنيم.بيائيد در آستانه سال نو علاوه بر خانه تكاني دل خويش به خانه تكاني دل دوستان و آشنايان و حتي همسايه هامون بپردازيم. يادمون  اين جمله باشه كه:

تا تواني رفع غم از خاطر غمناك كن

                    در جهان گرياندن آسانست اشكي پاك كن

 

 و اما در اين لحظات زودگذر وثانيه ها و دقايق تحويل سال علاوه بر به دست آوردن دل دوستان و خانه تكاني دل و روحمان و دلجوئي از محرومان و يتيمان  آيا شده كه به مولايمان مهدي فاطمه (عج )هم فكر كنيم؟درست است كه هميشه در خاطرمان  جاي دارد و به يادش هستيم اما آيا ممكن است كاري كرده باشيم كه مولا از ما رنجش خاطر پيداكرده باشد؟

لحظات هر لحظه حساس تر مي شود.چيزي به  نزديك شدن تحويل سال نو نمانده است.

ما از يكسال پرماجرا با همه دغدغه هاي خاطر با همه خاطراتش عبور مي كنيم و در استانه تحويل سال قرار مي گيريم. در اين لحظات شايد بسياري از ماها در كانون گرم و صميمي خانواده خودمون در كنار سفره هفت سين نشسته باشيم .هفت سين عاشقي كه هرسين آن سرشار از عشق به اهلبيت مرتب و منظم چيده  شده است.

شايد هم در خانه پدر بزرگ يا مادر بزرگ يا يكي از اقوام باشيم، ياحتي در سفر يا مكانهاي زيارتي مثل مشهد مقدس، قم، جمكران، حضرت عبدالعظيم و... هركجا هستيم  دست به دعا برداريم و قرآن بخوانيم وعلاوه بر ياد امام راحل خميني عزيز و فرزندانشان و ياد شهداي اسلام بخصوص شهداي دشت كربلا  و ياد درگذشتگانمان، 

براي سلامتي امام جمعه جهان وهمچنين نائب ايشان

 رهبر عزيزمان  و براي سلامتي جانبازان و همه شيعيان و مسلمانان جهان اسلام دعا كنيم. و دعا كنيم كه ريشه هرچه ظلم و فساد است برچيده شود و زمينه ظهور مولا بيش ازپيش فراهم گردد.بياييد يادي از حضرت عشق  عليه السلام موعود مهربان نمائيم.به راستي كه چه مبارك سحري هست و چه فرخنده شبي است.بياييد باهم مولايمان را در اين لحظات سرنوشت ساز در اين لحظات نوراني و معنوي ياد نمائيم:

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 يا مقلب القلوب و الابصار

مولاي من اي كه فصل آمدنت زيباترين فصل هاي بهاري زندگاني ماست و حضورت گوياترين پيام آشنايي است.ازخدابخواه كه در اين هنگام تغيير و تحول قلبها، قلبهاي ما و چشمانمان را بيناتر و پاك ترسازد.

.يا مدبر اليل و النهار

اي كه باب خدايي و واسطه فيض، درياي رحمتي و بيكران مهر واسطه شو بين ما و گرداننده ليل و نهار مارا درياب ودر اين عصر غيبت در آستانه دگرگوني طبيعت و بهار سرسبز، روز و شبمان را با طلوع زيبايت روشني بخش.

يا محول الحول و الاحوال

 اي مولاي مهربان و رئوف  معرفت شما الفباي عاشقي است در اين لحظات دگرگوني و تغيير و تحول حالها ما را كه بي تابانه منتظر ظهورت هستيم و در آرزوي مدينه فاضله ات به سر مي بريم ،ازخدابخواه كه حال مارا به بهترين احوال بندگانت نيكو قرار دهد و بتوانيم جام معرفتت را سركشيم و زنگار غفلت را از دلها و احوال و قلوبمان بزدائيم.

حول حالنا الي احسن الحال

برايمان دعا كن اي موعود مهربان كه خداوند حال مارا به بهترين و نيكوترين حالها قرار دهد

دعا كن تا در اين سال  كه سرشار از عشق به معنويت و عشق به اهلبيت و رسول اعظم و خاندان مطهرش مي باشد وسال عطر انتظار و حضور شما رهبر و امام جمعه جهان است

بتوانيم تنها  شمامعصومين عليه السلام را الگوي زندگي خويش قرار دهيم

 و از هرچه ناپاكي است به دور باشيم.

بدان اي يوسف فاطمه اي گل نازفاطمه (س) ، اي  نرگس آل رسول ما همگي از اهالي كوچه عاشقان گل نرگسيم. كوچه اي كه در انتهاي ان به پلاك 313 ختم مي شود.كوچه 14 معصوم .اين كوچه را هزارو اندي سال است كه شيفتگان حضرتت با باران چشمانشان آب و جارو كرده اند و اينك در آستانه بهار طبيعت و لحظه تحويل سال ما نيز دوباره اين كوچه را آب و جارو كرده ايم و چراغاني نموده ايم و بي صبرانه منتظر ظهورت هستيم. چرا كه خوب

 مي دانم  حضور داري اما سالهاست غايب ازنظري!.

مولاي من مهدي جان! همچنان منتظرت هستيم اين كوچه، اين خيابان انتظار، اين تاريخ پر مخاطره شيعه و اين عصر تشنه عدالت، خطي از نگاه تو و انتظار تورا دارد و خسته است خسته.

بيا و دراين سال مقدس ظهور نما و دل كويري و ترك خورده و تشنه مارا از باران ظهورت سيراب ساز.اي نرگس خوشبوي ال محمد (ص) بشتاب كه لحظه لحظه موعود توست اگر خدا بخواهد. . سال نو1386 تحويل مي شود. حضرت عشق بفرما كه دلم خانه توست. السلام عليك يا ابا صالح المهدي عج ..الهم ارني الطلعة الرشيدة و الغره الحميدة- الهم جل لوليك الفرج و العاقبة و النصر.

بهاريه هايي براي موعود مهربان و شما شيفتگان و چشم انتظاران يوسف فاطمه عج

با تشكر ازاين اشعار زيباي شاعر ارجمند برادرسيد حبيب نظاري باهم بهاريه هارا مرور

 مي كنيم:

شبيه گل سرشتي تازه دارم

هواي سرنوشتي تازه دارم

من ازتو اي بهار جاودانه

تمناي بهشتي تازه دارم

******************

بيا دلهاي مارا رهبري كن

رها از اين همه ناباوري كن

بهار ازياد ما رفته است، برگرد

شكفتن رابه ما ياد اوري كن

***********************

دل ما و كوير تفته؟ برگرد

خدا را اي بهار رفته برگرد

تمام جمعه هارا صبر كرديم

اقلا جمعه اين هفته برگرد

*****************

كمي شوق سفر در سينه دارم

 و بغضي مختصر در سينه دارم

دلم بانام تو سرسبز مانده است

بهاري معتبر در سينه دارم

*********************

گل نرگس تو وعطر صدايت

تو و ما و دل درد آشنايت

جهان تاريك مانده، دعوتش كن

به صبح روشني ازچشم هايت

*************************

بيا اي آفتاب ارزاني تو

شكوه بي حساب ارزاني تو

چه مي ارزد دوبيتي گفتن من

هزاران شعر ناب ارزاني تو

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:44  توسط sara | 

آقامون دلبره ماهارو می خره کربلا می بره با اون نسیمش که داره بوی گل یاس

آقامم می دونه می خونم مستونه مثل یک دیوونه            میون بین الرحرمین روضه عباس

کاش دلامون دوباره باز بشه هوایی         کاش مدد بی بی بشیم کرب و بلایی

کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله

امیر با وفا دلبر با صفا یل کرب و بلا           عباسه و عشق گل و سنم میاره

پیش صبر و وفاش پیش عشق و صفاش پیش نو و ضیاش عالم و آدم به خدا که کم میاره

باز دل من کرده هوای کوی دلبر                باز می زنم دیوونه وار به سیم آخر

کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله

******************************************************************

راهم بدی راهم ندی کرب و بلات و دوست دارم      می خوای سرم بیاد درد و بلات دوست دارم

هر کی هر چی بگه هیئتی دیوونه ام                    مجلس گزیه حسین شده حریم خونه ام

خوب می دونم بدم ولی آقا حسین خرابتم           منتظر   نگاه   تو   منتظر   جوابتم

حسین اربابم

جون میده ذکر یا حسین مست می زمزمتم                بزار برات مشتی بگم خاطر خواه علقمتم

اینقده دادت می زنم تا برسه جونم به لب                       صبح که میشه تا برسه به نیمه شب

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:4  توسط sara | 
بهار 86 مبارک

 

باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا

جامه عيد بپوشند ، چه شاه و چه گدا

 

بلبل باغ جنان را نبود راه بدوست      

نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما

 

صوفي و عارف از اين باديه دور افتادند

جام مي گير زمطرب ، كه روي سوي صفا

 

همه در عيد به صحرا و گلستان بروند  

من سرمست ز ميخانه كنم رو به خدا

 

عيد نوروز مبارك به غني و درويش

يار دلدار ، ز بتخانه دري را بگشا

 

  گر مرا ره به در پير خرابات دهي               

  به سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا

 

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسيدم نكنم باز خطا

 

مجموعه اشعار ديوان امام خميني

 

***************

 

دوباره چهره نوروز و شادماني عيد

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادماني عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار


فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم.
برايتان تندرستي و نيکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالي سرشار از شادی
و کامروايي داشته باشيد.

نوروز غریبان

در چشمان سبز من
شعله ها یخ بسته است
در استخوانم
زمستان هنوز مهمان،
تو ای بهار
چه زود
و یا چه دیر آمده ای

بیا، بیا که
دست به شعله و
لب به شراب و
دل به شقایق
می دهم، بیا

بیا که سفره ام
پر از شین های دنیاست، اما
 
هفتسین تورا نکرده ام پیدا
تو ای بهار بیا،
تو ای بهار بیا.

  

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 7:30  توسط sara | 
نوروز مبارک
http://www.amirsemnani.com/norouz/Norouz8.html
2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 7:10  توسط sara | 

هر کسی روضه می خونه می گه وای از دل زینب

توی این ماه هر دیوونه می گه وای از دل زینب

ماهی که ناز یتیم و کشیدن با تازیونه

توی صحرا می کشیدن موی اونو وحشیونه

 

 

سایز بزرگ عکس

 

2 نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 13:2  توسط sara | 
سال نو مبارک
 

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی

احسن الحال

سال نو مبارک

سلام به همه شما دوستان عزیزم!...سلامی به رایحه خوش گلهای بهاری و سر سبزی طبیعت. سال نو بر شما دوستان و عزیزان و همه ایرانیان عزیز مبارک باد. امیدوارم که سال نو را با هفت سین:  

سعادت، سرور، سربلندی، سرافرازی ،سلامتی، سرسبزی و سرخوشی آغاز کنید. آرزوی 12 ماه شادی و نشاط، 52 هفته خنده، 365 روز سلامتی و تندرستی، 8760 ساعت عشق و محبت، 525600 دقیقه موفقیت و سعادت، و 3153000 ثانیه دوستی و صمیمیت را برای شما عزیزان و همه ایرانیان عزیز داخل و خارج از کشور دارم.

در خونه تکونی دلهاتون یه وقت منو بیرون ندازین.

www.rakhsh.blogfa.com

آرزوهاي‌ تحويل‌ سال‌ نو

 

يكي‌ از سنت‌هاي‌ زيباي‌ ايرانيان‌ به‌ هنگام‌تحويل‌ سال‌ نو، نشستن‌ كنار سفره‌ هفت‌ سين‌ است‌ و مرور كردن‌ آرزوها و انديشه‌هاي‌ قشنگ‌ قلبي‌ و زمزمه‌ دعاي‌ معروف‌ (يا مقلب‌ القلوب‌ و الابصار، يامدبراليل‌ والنهار، يا محول‌ الحول‌ و الاحوال‌،حول‌ حالنا الي‌ احسن‌ الحال‌)، در كنار اين‌ دعاي‌جامع‌ كه‌ تمام‌ خوبي‌ها و آرزوهاي‌ نيك‌ را درخود جاي‌ داده‌ آرزوهاي‌ كوچك‌ شنيدني‌ديگري‌ هم‌ ممكن‌ است‌، ايستاده‌ باشند. آنچه‌ مي‌خوانيد، جملاتي‌ كوتاه‌ از آرزوهاي‌ اقشار مختلف‌ جامعه‌ است‌!

 

- يك‌ بچه‌: خدا كنه‌ عموجون‌ و دايي‌ جون‌ وخاله‌ جون‌ و... جون‌، از نرخ‌ تورم‌ آگاهي‌ داشته‌باشند و خودشون‌ به‌ اون‌ مرحله‌ از تكاملي‌ عقلي‌ واجتماعي‌ رسيده‌ باشند كه‌ بفهمند امسال‌ بايد بيشتراز پارسال‌ عيدي‌ بدهند.

یک بچه كنكوري‌ كه‌ تنها، تنها داره‌ كتاب‌هاي‌ كنكور... را مي‌خونه‌ و اونها رو به‌ كسي ‌توصيه‌ نمي‌كنه‌. خدا كنه‌ كنكور قبول‌ شم‌ و گرنه‌...بيخودي‌ نرفتم‌ عيد ديدني‌ و عيدي‌ هام‌ تپر شده‌.
- يك‌ پدر خانواده‌: خدا كنه‌ امسال‌ كسي‌ به‌بچه‌ها زياد عيدي‌ نده‌! چون‌ من‌ هم‌ بايد همون‌مقدار را به‌ بچه‌اش‌ پس‌ بدهم‌.
- يك‌ مادر خانواده‌: خدا كنه‌ با آغاز سال‌ نو، تلويزيون‌ خونه‌ بسوزه‌ تا شوهرم‌ كه‌ در طول‌ سال‌ يا سركار بوده‌، يا خواب‌، يا پاي‌ تلويزيون‌; ديگه ‌نتونه‌ فوتبال‌هاي‌ بي‌مزه‌ و سريال‌هاي‌ تكراري‌ راببينه‌. حداقل‌ اينجوري‌ با خيال‌ راحت‌ يك‌ دقيقه ‌پيش‌ زن‌ و بچه‌اش‌ مي‌شينه‌.
- يك‌ سازنده‌ سريال‌هاي‌ نوروزي‌: خدا كنه‌امسال‌ هم‌ يكي‌ از اين‌ موضوعات‌ براي‌ ساختن ‌فيلم‌ نوروز تصويب‌ بشه‌: (خوش‌ ركاب‌
Nام‌! يكي‌ كه‌ گم‌ شده‌ و دنبالش‌ مي‌گردند يا يكي‌ كه‌ پيدا شده‌ و دنبال‌ اونهايي‌ كه‌ گمش‌ كردند مي‌گرده‌، يك‌ سريال‌ هم‌ توي‌ بيمارستان‌ كه‌ عده‌اي‌ پشت ‌در اتاق‌ عمل‌ مدام‌ قدم‌ مي‌زنند و مي‌خواهند به ‌تماشاچي‌ بفهمانند كه‌ خيلي‌ ناراحتند به‌ همراه‌ صداي‌ خانومي‌ كه‌ يك‌ بند، دكتر فلاني‌ را به‌ بخش‌بهمان‌، صدا مي‌زند!)
- يك‌ مستاجر: خدا كنه‌ صاحب‌خونه‌ امسال‌، متحول‌ بشه‌ و يك‌ حالي‌ بهمون‌ بده‌ تا بدون‌ زياد شدن‌ كرايه‌، همين‌ جا بشينيم‌.
- يك‌ صاحب‌خونه‌: خدا كنه‌ امسال‌ يك‌مستاجر كم‌ جمعيت‌ و بي‌ سروصداي‌ بدون‌ بچه ‌پيدا بشه‌ كه‌ خانه‌ام‌ را با قيمت‌ دو برابر مستاجرفعلي‌، اجاره‌ كنه‌!
- جميع‌ مردم‌: خدا كنه‌ امسال‌، سال‌ سلامتي‌ باشه‌ و اين‌ آنفولانزاي‌ مرغي‌ و امثالهم‌، ريشه‌ كن‌شه‌.
- يك‌ پزشك‌ عمومي‌ جوان‌ كه‌ تازه‌ ازدانشگاه‌ آزاد فارغ‌ التحصيل‌ شده‌: خدايا مي‌دونم‌ خيلي‌ نامرديه‌ اگه‌ دعا كنم‌ مردم‌ بيشترسرما بخوريد، ولي‌ خرج‌ دانشگاه‌ و كرايه‌ مطب‌ ماهم‌ يك‌ جوري‌ بايد دربيايد ديگه‌!
- يك‌ آرايشگر: خدا كنه‌ هر ماه‌ از سال‌ يك ‌تريپ‌ از مدل‌ مو و سبك‌ آرايش‌ سر و صورت‌ مدشه‌.
- يك‌ فروشنده‌ لباس‌: خدا كنه‌ كه‌ امسال‌ هم‌شب‌ عيدي‌ همه‌ جنس‌هاي‌ بنجول‌ مغازه‌ را به‌ بهانه‌ اينكه‌ تا يك‌ ماه‌ ديگه‌ مد مي‌شه‌ به‌ مردم ‌بيندازيم‌! سال‌ ديگه‌ هم‌ ما رو فراموش‌ نكن‌ .
- يك‌ راننده‌ مسافر كش‌: خدايا، آقايي‌ كن‌ تاامسال‌ هم‌ بنزين‌ گرون‌ نشه‌ اما اگه‌ ما كرايه‌ها را دوبرابر كرديم‌ هم‌، نگذار مردم‌ اعتراض‌ كنند!
- يك‌ كشاورز كه‌ چند ساله‌ توي‌ طرح‌ خودكفايي‌ گندم‌ شركت‌ مي‌كنه‌: خدايا به‌ محصولم‌بركت‌ بده‌ تا دوباره‌ گندم‌ها رو جلوجلو و تضميني‌بخرند.
- يك‌ دندانپزشك‌: الهي‌ پسته‌هاي‌ خندان‌ ومغز آجيل‌ اونقدر گرون‌ بشه‌ كه‌ همه‌ ترجيح‌ بدهندآجيل‌هاي‌ با پوست‌ و دهن‌ بسته‌ بخرند! خدا كنه‌كساني‌ كه‌ ميروند مسافرت‌ يادشون‌ بره‌ مسواكشون‌رو ببرند.
- يك‌ كارمند: خدا كنه‌ حقوق‌ها و عيدي‌هازياد نشه‌! چون‌ اينجوري‌، بعد از عيد همه‌ چي‌ ده‌برابر گرون‌تر ميشه‌ در حاليكه‌ به‌ حقوق‌ و مزاياي‌ما، نهايتا ده‌ هزار تومن‌ اضافه‌ شده‌!
- يك‌ مقام‌ مسئول‌ كشاورزي‌: خدايا، نزنه‌يك‌هو شب‌ عيدي‌ ميوه‌ كمياب‌ شه‌. ما به‌ مردم‌قول‌ داديم‌ امسال‌، هواي‌ ما رو داشته‌ باش‌.
-
يك‌ ميوه‌ فروش‌ كه‌ از خوشحالي‌ در پوست‌خود نمي‌گنجد: خدا جونم‌ اين‌ شب‌ عيد رو ازمانگير، به‌ جون‌ بچه‌ام‌ اينو جبران‌ مي‌كنم‌ كه‌ هيچ‌احدالناسي‌ نمي‌تونه‌ بازارسياه‌ ميوه‌ شب‌ عيد رو،سفيد كنه‌!
- يك‌ آدمي‌ كه‌ امسال‌ خيلي‌ بهش‌ خوش‌گذشته‌: خدايا كاشكي‌ امسال‌ تموم‌ نمي‌شد.
- يك‌ آدمي‌ كه‌ امسال‌ اصلا بهش‌ خوش‌نگذشته‌: اي‌ سال‌، بري‌ و برنگردي‌!
- يك‌ خانوم‌ ميانسال‌ كه‌ طبعا يك‌ سال‌ به‌سنش‌ اضافه‌ شده‌: كاشكي‌ ديگه‌ هيچكي‌ ازم‌ نپرسه‌چند سالته‌!
- پرزيدنت‌ بوش‌:
My God
جونم‌ زودتر اين‌(آريل‌) رو شفا بده‌ تا دوتايي‌ يه‌ برنامه‌ مشتي‌ براي‌گرفتن‌ حال‌ مردمان‌ جهان‌ بريزيم‌ .
- ايضا فعال‌ سياسي‌ ديگري‌ كه‌ البته‌ مثل‌پرزيدنت‌ بوش‌ فكر مي‌كنه‌ خدافقط حرفهاي‌ اونومي‌شنوه‌ و فقط دعاي‌ خودشو مستجاب‌ مي‌كنه‌:خدايا، دعاهاي‌ اين‌ (جرج‌) بي‌ادب‌ را گوش‌نكن‌، چون‌ اون‌ نه‌ فهمه‌، هیچی نوفهمه!...

- يك‌ انرژي‌ هسته‌اي‌: بارالها! تكليف‌ ما رو زودتر معلوم‌ كن‌. آقا، بالاخره‌ ما حق‌ مسلم‌ كي‌هستيم‌؟ خسته‌ شديم‌ از اين‌ بلاتكليفي‌...

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 12:11  توسط sara | 
عید

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی یاس جا نماز ترمه ی مادر بزرگ

 

شادیه شکستن قللک پول

وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگیمو در می کنم

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

 

عشق یک ستاره ساختن با دلک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی

 

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگیمو در می کنم

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 11:12  توسط sara | 
این متن رو تا آخرش لطفاَ بخونید

در مورد چهارشنبه سوري و باقي قضايا!

باسلام  به همه شما دوستان عزيز
امروز چهارشنبه است، اگر اشتباه نکنم، هفته بعد چنين روزي چهارشنبه سوري است. چهارشنبه سوري جشن و مراسمی است که ایرانیان در شب آخرین سه‌شنبهٔ هر سال شمسی برگزار می‌کنند. اين جشن آخرين حلقه از سلسله جشنهاي ايرانيان در طول زمستان هست که خود را براي نوروز آماده مي کنند. در اين روز مردم با پریدن از روی آتش با بیان جملهٔ «زردی من از تو / سرخی تو از من» بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن.) و "قاشق زني" (معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد.) نيز از باورها و رسم هايي است در شب چهارشنبه سويي انجام مي دادند!
متاسفانه در چند سال گذشته با توجه به پيشرفت روزافزون فرهنگ جامعه(!) اين آئين باستاني نيز چون ديگر موارد، به ابتذال کشيده شده و بعضا با کمال تاسف شاهد انجام وحشيگيري هايي هستيم که در هيچ قوم و ملتي ديده نشده، چه رسد به ملت ايران زمين با فرهنگ و تمدن چندين هزار ساله!
اينکه در روز چهارشنبه سوري براي تفريح(!) مواد منفجره در جلوي پاي زن و کودک بياندازيم. پيرزنها و پيرمردها را با صداي وحشتناک ترقه ها و مواد منفجره بترسانيم، الان به يک رسم و آئين تبديل شده. همه ساله در طول اجراي اين مراسم باستاني، تعدادي از هموطنانمان دچار مصدوميت هاي جدي، نقص عضو و ... مي شوند که طبق آمار اورژانس کشور، حدود 40 درصد از مجروحان اين حوادث افرادي هستند که يا به تماشا آمده اند و يا بصورت کاملا ناخواسته با اين مواد منفجره برخورد داشته اند.
مثلا در سال گذشته در تهران يک عده حيوان دو پا، نارنجک دستي را به داخل حياط يک خانه مي اندازند و از قضا زن خانه در اون لحظه در حياط حضور داشته و متاسفانه در اثر ترکشهاي اين بمبهاي دست ساز، از ناحيه يک چشم نابينا شد!
يا موردي را سرغ دارم که فرد با ماشين خودش در راه بازگشت به منزل بوده، که عده از اين ارازل و اوباش مواد منفجره اي را داخل ماشين اين فرد پرتاب مي کنند که با کمال تاسف در اثر صداي مهيب انفجار، بچه خردسالي که داخل ماشين بوده دچار شوک عصبي ميشه و الان هم دچار اختلالات رواني و لکنت زبان شده!
اينها و موارد اينچنيني زيادي که همه ساله رخ ميده، به جز يک بازه زماني کوتاه در زمانهايي که هنوز تمدت بشري شکل نگرفته بود، ديگر مشاهده نشده!
به نظر شما گناه اون خانمي که کور شده و يا اين طفل معصوم و يا قربانيان اينچنين چيه؟ به نظر من گناه اين افراد اينه که دارند در يک کشوري که از نظر فرهنگي بسيار عقب مانده است زندگي مي کنند و تاوانش را هم مي دهند!
در نتيجه اين رفتارها و اعمال شبيه اينچنيني هست که در غرب فيلمي مثل 300 ساخته ميشه و در آن به ايراني و تاريخ اش توهين مي کنند (بريد گزارش روز گذشته را در روزانه بخونيد) الان شما هر چقدر فرياد بزنيد که آي ما کوروش کبير داشتيم، داريوش داشتيم، اولين منشور حقوق بشر را ما نوشتيم، تمدن چندين هزار ساله داشتيم و ... اثر نداره! چون دنيا حال کنوني شما و اين وحشيگريهاي دوران پاره سنگي را مي بينه!

القصه!
من با اون فرد بي هويتي که که از فرق سر تا نوک پا غرب زده شده و اصالت خودش را فراموش کرده سخني ندارم (ما را با شما کاري نيست!) روي سخنم با شما خواننده عزيزي هست که هنوز قلبت براي ايران عزيز مي تپد و رگه هايي از ميهن پرستي در وجودتان باقي مانده! اگر نمي توانيم کاري براي فرهنگ ايران عزيزمان بکنيم لااقل در گل گرفتن فرهنگ اين کشور سهيم نباشيم. حداقل کاري که ما مي تونيم بکنيم اين هست که در چنين جمع هايي شرکت نکنيم که همانا شرکت کردن با يعني تائيد چنين وحشيگريها!
به غير مسئله فرهنگ، خودتون را بذاريم بجاي اون کسي که يکي از عزيزانش در اثر اين وحشيگريها دچار نقص عضو شده، و يا خدايي نکرده خود شما ناخواسته مجروح شده ايد، چه حسي بهتون دست ميده؟
بيائيم امسال اين حيوانهاي انسان نما را تنها بذاريم تا ماموران انتظامي برخورد لازم را باهاشون بکنند، چون جاي حيوان وحشي در قفس است و الا آسايش و ارامش را از ديگران سلب مي کند.
کلام آخر اينکه در اين زماني که هر کس و ناکسي تبر به دست گرفته تا تيشه بر ريشه فرهنگ و آئين هاي سنتي ايران عزيزمان بزند، لااقل ما اينکار را نکنيم، آخر ناسلامتي ما که مي فهميم!

تصاویری از مجروحان چهارشنبه سوری پارسال

http://www.farsnews.net/imgrep.php?nn=8412240279

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 17:10  توسط sara | 
تقويم سال ١٣٨٦ خورشيدى
تقويم سال ١٣٨٦ خورشيدى

PERSIAN CALENDAR - 1386
 
لحظه تحويل سال بوقت ايران
چهار شنبه ١ فروردين ١٣٨٦
ساعت ٣ و ٣٧دقيقه و ٢٦ ثانيه
 
لحظه تحويل سال بوقت اروپاى غربى
چهار شنبه ٢١ مارس ٢٠٠٧
ساعت ١ و ٧ دقيقه و ٢٦ ثانيه


فروردين ١٣٨٦
March-April 2007
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٣
23
٢
 
22
١
21
 
١٠
30
٩
29
٨
28
٧
27
٦
26
٥
25
٤
24
١٧
 
6
١٦
5
١٥
4
١٤
3
١٣
2
١٢
1 April
١١
31
٢٤
13
٢٣
 
12
٢٢
11
٢١
10
٢٠
9
١٩
8
١٨
7
٣١
20
٣٠
19
٢٩
18
٢٨
17
٢٧
16
٢٦
15
٢٥
14
١٢ فروردين = روز جمهورى اسلامى ١ - ٤ فروردين = تعطيلات نوروزى    
  ١٣      فروردين = سيزده بدر   
 

 *.*.*.*.*.*

ارديبهشت ١٣٨٦
April-May 2007
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٧
27
٦
 
26
٥
25
٤
24
٣
23
٢
22
١
21
١٤
4
١٣
3
١٢
2
١١
1 May
١٠
30
٩
29
٨
28
٢١
 
11
٢٠
10
١٩
9
١٨
8
١٧
7
١٦
6
١٥
5
٢٨
18
٢٧
 
17
٢٦
16
٢٥
15
٢٤
14
٢٣
13
٢٢
12
 
 
٣١
21
٣٠
20
٢٩
19
 
 *.*.*.*.*.*
 

خرداد ١٣٨٦

May- June 2007
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٤
25
٣
 
24
٢
23
١
22
  
 
١١
1 June
١٠
31
٩
30
٨
29
٧
28
٦
27
٥
26
١٨
 
8
١٧
7
١٦
6
١٥
5
١٤
4
١٣
3
١٢
2
٢٥
15
٢٤
 
14
٢٣
13
٢٢
12
٢١
11
٢٠
10
١٩
9
 
٣١
21
٣٠
20
٢٩
19
٢٨
18
٢٧
17
٢٦
16
١٥ خرداد = قيام ١٥ خرداد ١٤ خرداد = درگذشت آيت الله خمينى
  ٢٨ خرداد = شهادت حضرت فاطمه
 
 *.*.*.*.*.*

 

تير ١٣٨٦
June-July 2007
 
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
١
22

 
 
 
 
 
 
 
٨
29
٧
28
٦
27
٥
26
٤
25
٣
24
٢
23
١٥
 
6
١٤
5
١٣
4
١٢
3
١١
2
١٠
1 July
٩
30
٢٢
13
٢١
 
12
٢٠
11
١٩
10
١٨
9
١٧
8
١٦
7
٢٩
20
٢٨
19
٢٧
18
٢٦
17
٢٥
16
٢٤
15
٢٣
14
 
٣١
22
٣٠
21
 

 *.*.*.*.*.*
 
 
مرداد ١٣٨٦
July-August 2007
 
 
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٥
 
27
٤
 
26
٣
25
٢
24
١
23
 
 
١٢
3
١١
2
١٠
1 Aug
٩
31
٨
30
٧
29
٦
28
١٩
 
10
١٨
9
١٧
8
١٦
 
7
١٥
6
١٤
5
١٣
4
٢٦
17
٢٥
 
16
٢٤
15
٢٣
14
٢٢
13
٢١
12
٢٠
11
 
٣١
 
22
٣٠
 
21
٢٩
20
٢٨
19
٢٧
18
٦  امرداد = ولادت حضرت على
٢٠ امرداد = مبعث حضرت رسول
 

 

شهريور ١٣٨٦
August-September 2007
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٢
24
١
 
23
٩
31
٨
30
٧
29
٦
28
٥
27
٤
26
٣
25
١٦
 
7
١٥
6
١٤
5
١٣
4
١٢
3
١١
2
١٠
1 Sep
٢٣
14
٢٢
 
13
٢١
12
٢٠
11
١٩
10
١٨
9
١٧
8
٣٠
21
٢٩
20
٢٨
19
٢٧
18
٢٦
17
٢٥
16
٢٤
15
 
٣١
22
٧ شهريور = ولادت امام دوازدهم
 
 *.*.*.*.*.*
 

مهر ١٣٨٦
September-October 2007
 
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٦
28
٥
27
٤
26
٣
25
٢
24
١
23
 
١٣
5
١٢
4
١١
3
١٠
2
٩
1 Oct
٨
30
٧
29
٢٠
12
١٩
 
11
١٨
10
١٧
9
١٦
8
١٥
7
١٤
6
٢٧
19
٢٦
 
18
٢٥
17
٢٤
16
٢٣
15
٢٢
14
٢١
13
 
٣٠
22
٢٩
21
٢٨
20
١١ مهر = شهادت حضرت على
٢١ مهر = عيد فطر
 
 *.*.*.*.*.*
 

آبان ١٣٨٦
October-November 2007
 
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٤
26
٣
 
25
٢
24
١
23
 
 
 
١١
2
١٠
1 Nov
٩
31
٨
30
٧
29
٦
28
٥
27
١٨
 
9
١٧
8
١٦
7
١٥
6
١٤
5
١٣
4
١٢
3
٢٥
16
٢٤
 
15
٢٣
14
٢٢
13
٢١
12
٢٠
11
١٩
10
 
٣٠
21
٢٩
20
٢٨
19
٢٧
18
٢٦
17
١٥ آبان = شهادت امام جعفر صادق
 
 *.*.*.*.*.*

آذر ١٣٨٦
November-December 2007
 
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٢
 
23
١
22
 
 
٩
30
٨
29
٧
28
٦
27
٥
26
٤
25
٣
24
١٦
 
7
١٥
6
١٤
5
١٣
4
١٢
3
١١
2
١٠
1 Dec
٢٣
14
٢٢
 
13
٢١
12
٢٠
11
١٩
10
١٨
9
١٧
8
٣٠
21
٢٩
20
٢٨
19
٢٧
18
٢٦
17
٢٥
16
٢٤
15
 

 *.*.*.*.*.*
 

دى ١٣٨٦
December 2007- January 2008
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٧
28
٦
27
٥
26
٤
25
٣
24
٢
23
١
22
١٤
 
4
١٣
3
١٢
2
١١
1 Jan
١٠
31
٩
30
٨
29
٢١
11
٢٠
 
10
١٩
9
١٨
8
١٧
7
١٦
6
١٥
5
٢٨
18
٢٧
17
٢٦
16
٢٥
15
٢٤
14
٢٣
13
٢٢
12
 
 
 
٣٠
20
٢٩
19
٨  دى = عيد غدير خم
٢٩ دى = عاشورا
 

 

بهمن ١٣٨٦
January- February 2008
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٥
25
٤
 
24
٣
23
٢
22
١
21
 
 
١٢
1 Feb
١١
31
١٠
30
٩
29
٨
28
٧
27
٦
26
١٩
 
8
١٨
7
١٧
6
١٦
5
١٥
4
١٤
3
١٣
2
٢٦
15
٢٥
 
14
٢٤
13
٢٣
12
٢٢
11
٢١
10
٢٠
9
 
٣٠
19
٢٩
18
٢٨
17
٢٧
16
٢٢ بهمن = سالروز انقلاب
 

 *.*.*.*.*.*

 

اسفند ١٣٨٦
February-March 2008
جمعه پنج شنبه چهارشنبه سه شنبه دوشنبه يكشنبه شنبه
Fri Thu Wed Tue Mon Sun Sat
٣
22
٢
 
21
١
20
 
 
 
 
١٠
29
٩
28
٨
27
٧
26
٦
25
٥
24
٤
23
١٧
 
7
١٦
6
١٥
5
١٤
4
١٣
3
١٢
2
١١
1 March
٢٤
14
٢٣
 
13
٢٢
12
٢١
11
٢٠
10
١٩
9
١٨
8
 
٢٩
19
٢٨
18
٢٧
17
٢٦
16
٢٥
15
١٨ اسفند = شهادت امام رضا ٩  اسفند = اربعين حسينى
  ٢٩ اسفند = روز ملى شدن نفت
 
2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:5  توسط sara | 
می دونم

می دونم خطا نکردم می دونم

می دونم وفا نکردی می دونم

میدونم دلم شکست خوب می دونم

خاطراتت داره داغون می کنه

غم و غصت داره ویرون می کنه

آخه تنهایی یه درد عزیزم

وداع کردنت یه مرگ عزیزم

می دونم چشمام دیگه اشک نداره

می دونم دلت برام جا نداره

می دونم تنها شدم تو آدما

حتی عشقم دیگه معنا نداره

یادته برام میمردی یادته

یادته با هم می خوندیم یادته

یادته تو شبای بارونی تو می گفتی عشقمون آخر نداره!؟

 

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:56  توسط sara | 
عاقل دیوانه

 

کارشناسی برای بازدید به یک تیمارستان رفت وی مردی را دید که خیلی باهوش می آمد.او را صدا کرد و با کمال مهربانی پرسید «می بخشید آقا شما را به چه علت به تیمارستان آورده اند؟!»
مرد در جواب گفت:
آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختری ۱۸ ساله داشت. روزی پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت، از آن روز به بعد زن من، مادرزن پدر شوهرش شد، و چندي بعد دختر زن من که زن پدرم بود پسري زاييد که نامش را چنگيز گذاشتند؛
چنگيز برادر من شد، زيرا پسر پدرم بود. اما در همان حال چنگيز نوه ي زنم بود و از اين قرار نوه ي من هم مي شد؛ و من پدر بزرگ برادر تني خود شده بودم!
چندي بعد زن من پسري زاييد، و از آن روز زن پدرم، خواهر ناتني پسرم و حتي مادر بزرگ او شد، در صورتي که پسرم، برادر مادر بزرگ خود و حتي نوه ي او بود. از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم، خواهر پسرم مي شود، بنده ظاهرا خواهرزاده ي پسرم شده ام، ضمنا من پدر مادرم و پدر بزرگ خود هستم. پس پدرم، هم برادر من است و هم نوه ام !!!
حالا آقاي دکتر اگر شما هم به چنين مصيبتي گرفتار مي شديد کارتان به تیمارستان نمی کشید؟

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 10:51  توسط sara | 
چشم انتظار

 اينجا من هستم؛ سکوتي محض، سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمرد‌گي ، خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده‌ام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي
من هستم و سازي مبهم
اينجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور
من هستم و يکرنگي شکسته‌ام
اينجا در شهري دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که ميايي
در شهري خاک گرفته و غروبي تنگ ، که سينه‌ام را هر آن مي‌درد
اينجا من مانده‌ام و سرمايي که استخوانم را داغان کرده است
من هستم و سيمايي شکسته‌تر از هميشه
اينجا من هستم و خيال هميشگي چشمان مشکي تو، حتي كلمات هم دگر از نوشتن دردهايم عاجزند.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 10:50  توسط sara | 
معنی واقعی عشق

همیشه غم انگیزترین سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 10:30  توسط sara | 
2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 8:48  توسط sara | 
برای تو مهربون
آنقدر شاعرم امشب که فقط ،
سایه مهرتورا کم دارم.
باتو هستم :
ای سراپا احساس !
خون تو در رگ من هم جاریست ،
جنس ما جنس بلد بودن کانون گل است.
نازنین !
زندگی جای هدر دادن فرصتها نیست ،
ما مطهر شده ایم ،
پیش رو راه رسیدن به خداست.
 
مهربان !
این تو هستی که عبارات مرا میفهمی !
جمله هایم بعد پالایش تو ،
راهی گفته شدن میگردند
سایه مهرتورا من به شبم چسباندم
خانه طوسی آرامش من دعوت از نام تورا می خواهد.
 
مهربان !
سبد معذرتم را بپذیر ؛
کودکی هستم شوخ !
خانه ام در ته بن بست فراموشی یک زوج قدیمی مانده.
خانه دل اما ، جای بکریست هنوز ،
- پر سبزینه و ریحان و غزل ،
- پر تکرار گیاهان نمو ،
- پر ابیات ملون شده در خمره عشق ،
- پر انوار خدا.
داخل خانه دل ؛
جای جمعیت هرجائی نیست !
کل دارائی من تازگی دلکده است.
من به دل راز رسیدن دارم ،
طرح تکرار هم آوازی ساران سرود ،
پاسخ کل سوالات بشر ،
من به دل ثروت هنگفت عدالت دارم ،
خوب می فهمم اگر در باران ،
چتر خود را به کسی بخشیدم؛
توشه رفتنم از لطف خدا آکنده ست!
خوب میدانم اگر جای توپیشم خالیست ؛
حکمتی در کارست!
 
مهربان !
سبد معذرتم را بپذیر.
کار کودک این است ؛
                      - اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش
- آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛
بیستون کم دارم ،
تیشه عاقبتم را بدهید.
آنقدر ساده سخن میگویم ؛
که اگر یکنفر از کوچه دل درگذرد ،
دل و دلداده روهم ببیند.
 
مهربان !
ساعت الآن دقیقا خواب است !
- و من و پهنه کاغذ بیدار -
روی تو در نظرم نقش نخست ،
و خدا شاهد دیوانگی بنده بازگوشش !
وخود او میداند ؛
                               که دلم آنقدر آغشته به توست ؛
[که اگر از صف فردوس برین ،
                                                    طیفی اندازه صد نور میسر سازد
                                                  من به آن طیف نبخشم ، دانه ای از مویت.]
 
مهربان !
بازهم ،
سبد معذرتم را بپذیر.
آنقدر شاعرم ازتو که نمیدانم کی ،
واژه ات راهی شعرم شده است.
لحظه ای گوش بکن ،
یک موذن مست است !
آنقدر خوب اذان میگوید ، گوئی او عکس خدا را دیده !
خوش بحالش اما ؛
طرح زیبای خدا را گاهی ،
میتوان در پس سیمای عزیزی جوئید.
 
مهربان !
دیرزمانیست که من این مسئله را فهمیدم ؛
 
مهربان !
آنقدر شاعرم امشب که زمین ،
در پی زمزمه ام مست شده ست !
سر ببالین مدارینه کرات نهاده ست و باز
گوشهایش بمن آویزانند.
آنقدر شاعرم امشب که دلم ،
از پس سینه برون آمده باز.
او نگاهش به من است
من نگاهم به قدم رنجه تو.
 
آنقدر شاعرم امشب که فقط ،
روح روحانی تو حال مرا میفهمد.
 
مهربان !
- عاشقی ؛ بارش احساس به روی ذهن است.
- عاشقی ؛ لمس خدا با چشم است.
- عاشقی ؛ مظهر نوبودن دل ، در حیات ازلیست.
ومن امشب از عشق ،  بخود می پیچم.
            بعد از امشب شاید ،
                   نقش اعجاز تو را  طرح زنم !
 
مهربان !
پوشش درد من آرامش توست ،
سطح بالین تو اندازه توست ،
بر تنت راحت باش.
به ره خواب برو ،
آسمان را بنورد ،
قطعه منتظم ثانیه ها را بنواز ،
شعر پر مایه بگو ،
 ساز بزن ...
 
مهربان!
ترکه فرضی تنبیه من آماده نشد ؟
                                            یا مرا  چوب تادب بنواز ؛
                                            یا بیا و سبد معذرتم را بپذیر.
 
مهربان !
لذت صبح مجدد اینجاست ،
میروم تا با آب ، غسل آزاده شدن باب کنم .
دیگر آن جمله سهراب مرا حسرت نیست ؛
                                " کعبه ام مثل نسیم ،
                                                          میرود باغ به باغ ،
             میرود شهر به شهر."
ثروتی بیش بمن داده خدا...
 
مهربان !
از سر کودکی من بگذر ،
باید آرام به سجاده تعظیم روم ،
شعرم آخر شده ، انگار زمان وصل است.
                                                " به خدا میدهمت عاریه وار ،
                                                آری عاشق شده بودم اینبار "
2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 8:37  توسط sara | 
2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 8:20  توسط sara | 
بریز ای اشک

بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیدم!

بیشتر از آنکه باور کنی قلبم را شکسته اند!

اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی!

                                         تو جگرم را آتش زدی.

 

زبانم می گوید .زبانم میگوید:

به امید آن روزی که:

روزگارت سیاه تر از پر کلاغ. تیره تر از غروب و غمگین تر از دم جدایی باشد.

اما دلم می گوید :

به امید روزی که:

آشیانت بالاتر از آشیان عقاب و چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت و

لبانت پر از لبخند و هزار پری کنیزت باشند.

 

بریز ای اشک ناکامی      بریز از بی سرانجامی

که نفرین دلی، قلبی شکسته

پس این بی سرانجامی نشسته

که آه سینه سوز مهربونی

          سر راه منو از پیش بسته

      

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 7:52  توسط sara | 

* پروانه ها *

 
حق با تو بود
می بایست می خوابیدم
 اما چیزی خوابم را آشفته کرده است
 در دو طاقچه رو به رویم شش دسته خوشه زرد گندم چیده ام
با آن گیس های سیاه و روز پریشانشان
کاش تنها نبودم
فکر می کنی ستاره ها از خوشه ها خوششان نمی اید ؟
کاش تنها نبودی
آن وقت که می تواستیم به این موضوع و موضوعات دیگر اینقدر بلند بلند
 بخندیم تا همسایه هامان از خواب بیدار شوند
 می دانی ؟
 انگار چرخ فلک سوارم
انگار قایقی مرا می برد
انگار روی شیب برف ها با اسکی می روم و
مرا ببخش
ولی آخر چگونه می شود عشق را نوشت ؟
می شنوی ؟
انگار صدای شیون می اید
گوش کن
 می دانم که هیچ کس نمی تواند عشق را بنویسد
اما به جای آن
می توانم قصه های خوبی تعریف کنم
 گوش کن
 یکی بود یکی نبود
زنی بود که به جای آبیاری گلهای بنفشه
به جای خواندن آواز ماه خواهر من است
 به جای علوفه دادن به مادیان ها آبستن
به جای پختن کلوچه شیرین
ساده و اخمو
در سایه بوته های نیشکر نشسته بود و کتاب می خواند
صدای شیون در اوج است
 می شنوی
برای بیان عشق
به نظر شما
کدام را باید خواند ؟
 تاریخ یا جغرافی ؟
 می دانی ؟
من دلم برای تاریخ می سوزد
برای نسل ببرهایش که منقرض گشته اند
 برای خمره های عسلش که در رف ها شکسته اند
گوش کن
 به جای عشق و جستجوی جوهر نیلی می شود چیزهای دیگري نوشت
حق با تو بود
 می بایست می خوابیدم
 اما مادربزرگ ها گفته اند
 چشم ها نگهبان دل هایند
 می دانی ؟
 از افسانه های قدیم چیزهایی در ذهنم سایه وار در گذر است
 کودک
 خرگوش
 پروانه
 و من چقدر دلم می خواهد همه داستانهای پروانه ها را بدانم که
 بی نهایت
 بار
در نامه ها و شعر ها
در شعله ها سوختند
تا سند سوختن نویسنده شان باشند
 پروانه ها
 آخ
تصور کن
آن ها در اندیشه چیزی مبهم
که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را
 در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند به گلها نزدیک می شوند
یادم می اید
روزگاری ساده لوحانه
صحرا به صحرا
و بهار به بهار
 دانه دانه بنفشه های وحشی را یک دسته می کردم
عشق را چگونه می شود نوشت
در گذر این لحظات پرشتاب شبانه
 که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش میدادم که در آن دلی می خواند
من تو را
 او را
 کسی را دوست می دارم
2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 10:42  توسط sara | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم


××××
کاش ای تنها امید زندگی
می توانستم فراموشت کنم
یا که همچون آتشی در سوز دل
در مهیب سینه خاموشت کنم
کاش آنروز در گلستان خیال
ای گل زیبا نمی چیدم تو را
تا که امروز بسوزم از داغ دوریت
کاش هرگز نمی دیدم تو را....

*************
بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم

شايد شاخه ای دردلم سبز شود

آنوقت می توانی درپاييز

آن را بشکنی

وهيمه ی اجاقت کنی

برای لحظه ای که می تواند چشمهای خيس ترا گرم کند

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
شرکت مخابرات 118
  عشق
  برای توئی که قرار نیست فراموشت کنم
  قاصدک عشق
  قصه عشق
  مرگ در تنهايي
  نگهبان سکوت
  کارت پستال درخواستی
  تولد مبارک
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
http://asadream.us