![]() |
اسیر دل |
![]() |
| خدایا!! عاشقان را غم مده شکرانه اش با من |
|
بي وفا ، انصافت كجاس ؟
|
تازگيا سفر مي ري |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 9:45 توسط sara |
|
|
بازم نامه
|
بهونم ، چند تا سلام كنم جوابمو مي دي ؟ |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 7:48 توسط sara |
|
|
م ی دانم که اوست غم خوار منمی دانم که اوست همراه من آ خر که شود در این نهان یار منای مونس و ای همیشه بیدار من د نیا اگر ویران شود بر سر مندانم که او می شود سر پناه من ر و ندارم که برم نام اوچون از سخن فراتر کردار او د ست بر دامان اویم روز و شبتا بدانم چی می کشد در روز و شب و ای بر روزی کم کند مهرش رادیگر آنوقت ندارم امید را س وز اشکم می چکاند اشکم رامی رهایم از شر غم دنیا را ت ا که گویم که ای خدایشببرم تا که نبینم داغش ت وی دنیا کس ندارم جزء بود اوچون نباشد نیستم بر جان او د ارم از او یادگار بر قلب خودکس ندارد مهری جزء مهر خود ا وست که دارد مهری بی منتیاوست که بیند هر چه را در یک نگاهی ر وشن گه راه من است در این هستینور چشمان من است در این مستی م ادر آن است که گویم اینچنین در باره اشمادر آن است که ریزم اشکی به پایش |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:56 توسط sara |
|
|
مادر
|
|
حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد . امام سجاد «ع» مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.
امروز ، روز توست. از تو گفتن و برای تو نوشتن، قلمی توانا و هنری بيتا میخواهد كه من فاقد آنم. تو بزرگتر از آنی كه قلم شكسته چون منی يارای صعود به بارگاه آسمانیات را داشته باشد و فخر خاكساری درگاهت ، رفيعتر از آن است كه بتوانم از لذت اغوايش دل بكنم
چه كنم كه بضاعت بيان حق شناسی سزاوارنهات را ندارم چكنم كه توشهای بيش از اين در کوله بارم نیست.پس سخاوتمندانه همين دلواژههای سترون و نارسم را بپذير و همای سعادت ستايشت را بر شانههای لرزانم بنشان
مادر
امروز روز توست
روزي كه پايداري آن چون هميشگي است روزي كه نام اصلي آن، (روز زندگي) است از اولين قدم، از لحظه نخست جز روز تو عزيز دلم، روز خوب نيست روز تو منحصر به طلوع و غروب نیست..... هر روز نيك روز توست، هر شام شام توست زيبايي و طراوت گلها، ز نام توست مهتاب روشني، تو فروغ ستاره اي زيباترين بهار مني،ماه پاره ای اي از گرمي وجود تو خورشيد گرم شد دلهاي سخت و سنگ، در بر مهر تو نرم شد كيست مادر؟ نقشه ايجاد ما كيست مادر؟ باني بنياد ما قلب او سرچشمه اميد هاست سينه او مشرق خورشيدهاست رمز عشق جاوداني مادر است كيمياي زندگاني مادر است هر چه دارم من همه از مادر است پاي تا سر شعله ام زين اخگر است عين آن رازی که ميدانیست او
يا همانی که نميدانیست او نامهايی ناخوانده با خط کهن قصهايی تازه که ميخوانیست او درد دارد، کو که پيدايش کنی همدم هر درد پنهانیست او کار و بارش سوختن، افروختن آنکه در کارش فرومانیست او لحظهايی از غمگساری دور نيست گريهی هر ابر بارانیست او بوی گيسوی سپيدش محشر است بهتر از هر گل که ميدانیست او دوستش دارم که در سرمای عمر همچو گلهای زمستانیست او روح او پايان نميگيرد به مرگ ماندنی در عالم فانیست او از بدايت تا نهايت عاشق است عشق اول، عشق پايانیست او اين شگفت نازنين دانی که کيست؟ مادر پر مهر ايرانیست او ![]() |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 7:42 توسط sara |
|
|
تبریک روز زن
|
![]() آفتابی ز شبستان رسالت بدميد که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد
تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهی، قصيده پاکی ها، مثنوی عرفان، غزل خوبی ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبری، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
تفسير كوثر
امشب؛ شب ولادت زهراى اطهر است
كز نور طلعتش همه عالم منوّر است
خورشيد طالع است به دامان مصطفى
كز مقدمش ستاره اسلام ازهر است
كوثر عطا نمود خدا بر رسول خويش
الحق جمال فاطمه تفسير كوثر است
مرضيه است و راضيه زهراى بی گناه
كو را تمام عرصه جنّت مسخّر است
او گوهريست نادره كز لطف كردگار
دخت رسول اكرم و همراز حيدر است
ماه نبى و يار على مادر حسين
از هر زنى به تارك تاريخ برتر است
![]() از تو می آموزيم ...
ای زهرای زندگی!
ای اسوه عفاف!
از تو می آموزيم : حيا و حجاب را در جامعه ، متانت و ادب را در گفتار ، سادگی و دوری از تجملات را در زندگی، تن پوش قناعت را در معاش، حسين پروری و زينب آفرينی را در تربيت!
ای زهرای نجابت!
از تو درس می گيريم:
تعالی روح و جان را در سايه عبادت ، شکوه زندگی را درصفا و صداقت و استقامت و نستوهی را در دفاع از امامت.
از تو می آموزيم: سرنهادن برسجاده عبوديت را، دست نياز گشودن به آستان خدای بی نياز را، زمزمه و راز و نياز و نماز را ، شيرينی کام جان با تلاوت قرآن را، يتيم نوازی و احسان و دستگيری از بينوا را ، تلاش روزانه و نجوای شبانه را، دين شناسی ، معرفت آموزی و پارسايی را.
چگونه بودن را، و ... چگونه زيستن را.
ای بتول بيداری و بزرگواری!
سخنانت در زيبايی و عمق به وحی می ماند، رفتارت، آينه خلق و خوی" رسول الله"، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود.
وجودت، يادآورمحمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وا می داشت، رضايت، رضاي خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار!
دانای رازها بودی و عالمه غير معلمه!
ای چشمه سار حکمت، دريای بيکران خصال نکوی تو از " دانش " و " وفا" و " حيا" موج می زند!
در چهره ات حيای محمد (ص) نهفته است ، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر ، ای مادر پدر!
ای فاطمه!...
عشق را هم ز تو بايد آموخت، و مناجات و عبوديت را، وصميميت را، و خدا را هم، بايد از کلام تو شناخت خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب، از ياد تو عطر آگين است.
سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.
روز زن و مادر را به همه زنان و مادران مسلمان تبریک و تهنیت میگویم
دوستدار همه شما عزیزان |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 7:40 توسط sara |
|
|
مادرم روزت مبارک
|
|
باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند. گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
خشم لبريز از مهرباني: مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
قدرت مندي و جديت: به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.
گام به گام رو به سعادت: مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.
عظمت مقام مادر: در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».
تعالي انديشه در مادر: حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».
تجليل ويژه از مادر: خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.
بلنداي مقام مادري: استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».
منزلت رفيع مادر: حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است. استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»
دعا براي والدين: خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
گاه نيازمندي: مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:23 توسط sara |
|
|
امروز روز مادر است! روز زن
|
|
امروز روز مادر است! روز زن مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.
خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است. از لحاظ جامعه شناسی، مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی! فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچ کس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقش اکتسابی اوست. در این میان معلوم نیست مادر بودن نقش ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. نمی دانم به هرحال مادر و مادری به نظر من در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد. نمی توانیم آن را تنها به عنوان یک فرد با نقشی خاص در نظر بگیریم. مادر و فرزند رابطه ای متقابل و حیاتی دارند که بدون آن قوام جامعه شک برانگیز است! تجربه نیز نشان داده اقداماتی در مسیر کمونیستی کردن جوامع و دور کردن آنان از خانواده و زندگی خانوادگی، و به سر کار بردن مادران تبعات و نتایج غیر قابل باور و نامطلوبی به دنبال دارد. کیبوتص ها در اسرائیل و شوروی و... که در همین راستا آغاز به کار کردند، همگی طعم شکست را چشیدند. لذا ما نیز مانند اکثر فرهنگ های دنیا مادر را می ستاییم و او را پاس می داریم. با اینکه در تمام جهان روز دیگری به این عنوان یعنی روز مادرشناخته میشود و گرامی داشته میشود. اما ما ایرانیان و شیعیان به احترام مادری بزرگ و مقدس که البته کمتر میشاسیمش و فقط از درد سینه او مطلعیم نه افکار و عقاید و رفتارش! روز ولادت او راگرامی می داریم. روز ولادت دختر نبی اکرم و همسرعلی مرتضی، مادر حسنین و زینب کبرا، حضرت فاطمه زهرا (س) . با این جملات به یاد سخنان دکتر علی شریعتی افتادم که چه زیبا گفته هر چه درباره زهرای مرضیه گفته، آن القاب و شرایط را فاطمه نمی داند و در آخر می گوید: ((فاطمه فاطمه است)). من نیز دوست دارم مادرم را در این روز پاس دارم و گرامیش دارم. گرچه خدای من! خوب می دانی دردی از من در سینه اش هست و بسیار برایش بد بوده ام. اما از باب شعر مادر ایرج میرزا میدانم که او مرا دوست دارد و میبخشاید. در اینجا نیز بخشی از شعر ایرج را می گذارم تا تاثیر آن را همیشه با خود داشته باشم. قلب مادر داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ *** نگاه غضب آلوده زند بر دل نازک من تیر خدنگ *** مادر سنگ دلت تا زنده است شهد در کام من و توست شرنگ *** گر تو خواهی به وصالم برسی باید این ساعت بی خوف و درنگ **** روی و سینه تنگش بدری دل برون آری از آن سینه تنگ *** عاشق بی خرد ناهنجار نه بل آن فاسق بی عصمت و ننگ **** رفت و مادر را افکند به خاک سینه بدرید و دل آورد به چنگ *** قصد سر منزل معشوقه نمود دل مادر به کفش چون نارنگ **** ازقضا خورد دم در به زمین و اندکی رنجه شد او را آرنگ *** آن دل گرم که جان داشت هنوز اوفتاد از کف آن بی فرهنگ **** از زمین باز چو برخاست، نمود پی برداشتن دل، آهنگ **** آه دست پسرم یافت خراش! وای پای پسرم خورد به سنگ |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:15 توسط sara |
|
|
در مورد ریحانه پیامبر (ص)
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن . سوره مبارکه کوثر آیه 2-1 خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است. پیامبر اکرم (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت ، در مکه بدنیا آمد ، ایشان وارث صفات بارز مادر گرامیشان خدیجه بود . در بخشش و بلند نظری وحسن تربیت وارث مادر بزرگوارش ودر سجایای ملکوتی وارث پدر بزرگوارش بود. *فاطمه (س) در نگاه حضرت مهدی (س) حضرت مهدی (عج ) که جهان را با ظهور و احکام نورانی خود متحول می کند و عدالت را در تمام زمین حاکم می گرداند فرموده اند که : دختر رسول خدا برای من سرمشق و الگوی نیکویی است . حضرت مهدی (عج ) حضرت فاطمه زهرا را الگو و اسوه خود در رفتار و برنامه حکومتی خود می داند . فاطمه (س) در اندیشه امام خمینی رحمه الله علیه حضرت امام خمینی (ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در اهداف والای اسلام واهل بیت(ع) سپری نموده است. هم زمانی میلاد امام خمینی و میلاد فاطمه زهرا(س) بر اهمیت این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام در برخی از پیام ها و سخنرانی های خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، که تبیین همه آن، اصولا از قدرت بشر خارج است. اینک سخنان حضرت امام را تحت عناوینی چند ، به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:
1 - فاطمه)س) مایه افتخار دردنیایی که درآن زندگی می کنیم، از گذشته تا حال، انسان ها برحسب دیدگاه خود از جهان و انسان و زندگی، به اشیاء یا اشخاصی افتخار می کرده اند و آنها را مایه فخر و مباهات خود دانسته اند، اما حضرت امام، فاطمه زهرا( س) را مایه افتخار می دانند. الف( افتخار جهان هستی روز پر افتخار ولادت زنی است که از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است. "زنی که عالم به او افتخار دارد." ب) افتخار خاندان وحی "زنی که افتخار خاندان وحی، و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد." "تاریخ اسلام گواه احترامات بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف است." ج) افتخار پیروان او "برای زن ها کمال افتخار است که روزتولد حضرت صدیقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسؤولیت."
-2فاطمه (س) تجلی کمال است. " تمام هویت انسانی در او جلوه گر است. " " تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده و بوده است. " "یک انسان به تمام معنی انسان، تمام نسخه انسانیت ، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، ... تمام حیثیت زن، تمام شخصیت زن ، فردا[ روز میلاد] موجود شد." "تمام هویت های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در این زن است."
-3 مقامات معنوی حضرت زهرا(س( الف) " نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است." "اصولاً رسول اکرم(ص) و ائمه) علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم ، انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه به حسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست. ب) موجودی ملکوتی و جبروتی "او [ فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است." " معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است." ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع) "فردا [ روز ولادت فاطمه زهرا[ همچون زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست." د) تسبیحات فاطمه زهرا بهترین تعقیبات نماز "و ازجمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (س) است که رسول خدا(ص) ، آن را به فاطمه (س) عطا فرمود. از حضرت صادق (ع) مرویست که این تسبیحات در هر روز، در تعقیبات هر نمازی پیش من محبوب تر است ازهزار رکعت نماز در هر روز. و) مراوده با جبرئیل، بالاترین فضیلت زهرا(س) "من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده و آن روایت این است که حضرت صادق (ع) می فرماید: فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد. ظاهر روایت این است که در این 75 روز ، مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی اینطور وارد شده باشد... مساله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست ، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به این که قضیه ی تنزل جبرئیل ، به واسطه روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است، او تنزیل می دهد او را و وارد می کند تا مرتبه پایین، یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می کند که برو و این مسایل را بگو... تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا، و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، با این که آنها هم فضایل بزرگی است، این فضیلت را من بالاتر از همه می دانم... و این از فضایلی است که مختص حضرت صدیقه (س) است. " سخنانی گوهربار در مورد مادر: بهشت زیر قدمهای مادران است . پیامبر اکرم «ص» حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد . امام سجاد «ع» خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع» ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد . سوره مبارکه احقاف ، آیه 15 |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 8:52 توسط sara |
|
|
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 8:23 توسط sara |
|
|
سقوطي پس از پرواز
|
شبي به گوشه ي خلوت خدا خدا كردمز روي صدق به دلخستگان دعا كردم
ز سينه آه كشيدم دلم آه شكست در آن شكستگي دل چه گريه ها كردم به شوق سجده فتادم به خاك گرم نياز نمازهاي ز كف رفته را قضا كردم در آن صفاي سحر با طواف كعبه ي عشق ز مروه سعي پر از جذبه تا صفا كردم چه حال رفت ندانم كه با عنايت اشك به بحر رحمت بي منتها شنا كردم ز تن رها شدم و روح من صعود گرفت به دل هواي ملاقات كبريا كردم صداي بال ملايك نشست در گوشم هماي عشق شدم سير در سما كردم چكيد اشك خلوصم به بالهاي سپاس چو با ملايكه پرواز تا خدا كردم چه گويمت كه چه شد جذبه بود و رحمت دوست به حيرتم كه كجا بودم و چها كردم ز بخت بد پس از آن شب روا ن پاكم را به دست نفس هوس آزما فنا كردم كنون سزاست بر احوال خود بگريم زار از آنكه حال مناجات را رها كردم هواي نفس ندانم چه كرد با دل من كه خويش را ز شب عاشقان جدا كردم خداي من همه دم باب رحمتت بازست منم كه از تو جدا ماندم و خطا كردم بهار عشق خزان شد چه بي خبر ماندم گريخت فيض سحر اين خطا چرا كردم رواست برق ندامت بسوزدم همه عمر كه با اطاعت دل پشت بر خدا كردم |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 8:24 توسط sara |
|
|
خسته شدم
|
ديگه از دست تو و ترانه هات خسته شدم |
|
2 نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:51 توسط sara |
|
|
لالايي بي لالايي
|
|
ديگه براش نمي خونم ، لالايي بي لالايي |
|
2 نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 9:44 توسط sara |
|
|
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
|
عطر زرد گل ياس رو نمي خوام |
|
2 نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 8:39 توسط sara |
|
|
کجاست اهل دلی تا که شرح غصه دهم
|
![]() عشق يعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مستِ مست
عشق يعنی ذكر ناموس خدا
يا علی گفتن به زير دست و پا
عشق يعنی جلوه صبر خدا
شرم ايوب نبی از مرتضی
عشق بر دلداده فرمان میدهد
عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق يعنی انقلاب فاطمه
از كبودی چشم تار فاطمه
عشق يعنی عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه
![]()
عشق من پائيز آمد مثل پار باز هم، ما باز مانديم از بهار احتراق لاله را ديديم ما گل دميد و خون نجوشيديم ما
بايد از فقدان گل خونجوش بود در فراق ياس، مشكی پوش بود
ياس بوی مهربانی می دهد عطر دوران جوانی میدهد
ياسها يادآور پروانهاند ياسها پيغمبران خانهاند
ياس ما را رو به پاكی میبرد رو به عشقی اشتراكی میبرد
ياس در هر جا نويد آشتی ست ياس دامان سپيد آشتی ست
در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس! بر لبان ما كه میخنديد؟ ياس!
ياس يك شب را گل ايوان ماست ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح پرپر میشود راهی شبهای ديگر میشود
ياس مثل عطر پاك نيت است ياس استنشاق معصوميت است
ياس را آيينهها رو كردهاند ياس را پيغمبران بو كردهاند
ياس بوی حوض كوثر میدهد عطر اخلاق پيمبر میدهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود دانههای اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه میچكانيد اشك حيدر را به چاه
عشق محزون علی ياس است و بس چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك میريزد علی مانند رود بر تن زهرا " گل ياس كبود "
گريه آری گريه چون ابر چمن بر كبود ياس و سرخ نسترن
گريه كن حيدر! كه مقصد مشكل است اين جدايی از محمد مشكل است
گريه كن زيرا كه دخت آفتاب بی خبر بايد بخوابد در تراب
اين دل ياس است و روی ياسمين اين امانت را امين باش ای زمين
گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد زمزم از اين ابر ابتر خشك شد
نيمه شب دزدانه بايد در مغاك ريخت بر روی گل خورشيد، خاك
ياس خوشبوی محمد داغ ديد صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
مدفن اين ناله غير از چاه نيست جز تو كس از قبر او آگاه نيست
گريه بر فرق عدالت كن كه فاق میشود از زهر شمشير نفاق
گريه بر طشت حسن كن تا سحر كه پر است از لخته ی خون جگر
گريه كن چون ابر بارانی به چاه بر حسين تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت میبرند دخترانت را اسارت میبرند
گريه بر بیدستی احساس كن! گريه بر طفلان بی عباس كن!
باز كن حيدر! تو شط اشك را تا نگيرد با خجالت مشك را
گريه كن بر آن يتيمانی كه شام با تو میخوردند در اشك مدام
گريه كن چون گريه ی ابر بهار گريه كن بر روی گلهاي مزار
مثل نوزادانی كه مادر مردهاند مثل طفلانی كه آتش خوردهاند
گريه كن در زير تابوت روان گريه كن بر نسترنهای جوان
گريه كن زيرا كه گلها ديدهاند ياسهای مهربان كوچيدهاند
گريه كن زيرا كه شبنم فانی است هر گلی در معرض ويرانی است
ما سر خود را اسيری میبريم ما جوانی را به پيری میبريم
زير گورستانی از برگ رزان من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم آن گل بر تن من چاك شد آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نا اميد ای گل مأيوس من! ياس سپيد
*********
شناسنامه
فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) و بانوى زنان جهان
مادر وى خديجه دختر خويلد، مادر مؤمنان بود.فاطمه كوچكترين دختر رسول خدا (ص) و محبوبترين آنان در نزد وى بود. سلاله رسول خدا (ص) جز از فاطمه،از ديگر دخترانش منقطع شد.
ميلاد فاطمه (س)
وى دو سال پس از بعثت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الاخر،در شهر مكه پا به عرصه وجود نهاد.شيخ طوسى در مصباح المجتهد گويد:بنابر روايتى فاطمه در سال پنجم بعثت به دنيا آمد.
كنيه و لقب آن حضرت
فاطمه را با كنيه «ام ابيها» خوانده اند و لقب او را زهرا و بتول گفته اند.هروى در شرح الغريبين گويد:«مريم را بتول (باكره) ناميده اند كه از مردان كناره میگرفت و فاطمه را بدان علت بتول گفته اند كه از نظير و همتا بركنار است.»
نقش انگشترى آن حضرت
نقش خاتم آن حضرت اين عبارت بود:«امن المتوكلون».
ادرکنی یا فاطمه
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 8:11 توسط sara |
|
|
تقدیم به ریحانه نبی
|
|
سيل اشكم راه بينائي گرفت |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:48 توسط sara |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کنار آشنایی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم ×××× کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم یا که همچون آتشی در سوز دل در مهیب سینه خاموشت کنم کاش آنروز در گلستان خیال ای گل زیبا نمی چیدم تو را تا که امروز بسوزم از داغ دوریت کاش هرگز نمی دیدم تو را.... ************* بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم شايد شاخه ای دردلم سبز شود آنوقت می توانی درپاييز آن را بشکنی وهيمه ی اجاقت کنی برای لحظه ای که می تواند چشمهای خيس ترا گرم کند |
| پیوندها |
|
شرکت مخابرات 118 عشق برای توئی که قرار نیست فراموشت کنم قاصدک عشق قصه عشق مرگ در تنهايي نگهبان سکوت کارت پستال درخواستی تولد مبارک |
|
RSS
|